نوشته‌ها

تفاوت بیشعور با احمق!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست …بیمار است….
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند…
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند…نه….احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند….
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که از منتهای سمت چپ خیابان، راه صد نفر را می برد تا به سمت راست برود بیشعور است.
کسی که برای دادن آب میوه صلواتی یک خیابان را می بندد بیشعور است.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند… بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد…. بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند… بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود… بیشعور است.
این ها بیشعورند…
حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور….
احمق بودن درد ندارد…درمان هم ندارد….ربطی هم به شعور ندارد…..
بیشعوری از جای دیگری می آید…
از خانه و مدرسه…از سرانه مطالعه….از خود شیفتگی…از بی وجدانی….از مرکز فرهنگ فاسد ….
بیشعوری واگیر دارد….هم درد دارد و هم درمان…
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
این مقدمه کتاب بیشعوری نوشته خاویر کرمنت میباشد.