نوشته‌ها

فرهنگ مثبت نگری- تغییر عادت منفی به مثبت

به جای خسته نباشید؛ بگوییم: خدا قوت
به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم: ممنون از محبتت- سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم: از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد
به جای گرفتارم؛ بگوییم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم: راست می گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم: خدا سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم: هدیه برای شما
به جای شکست خورده؛ بگوییم: با تجربه
به جای مگه مشکل داری؛ بگوییم: مگه مسئله ای داری؟
به جای فقیر هستم؛‌بگوییم: ثروت کمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم:‌ خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم: مناسب من نیست
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای فراموش نکنی؛ بگوییم: یادت باشه
به جای داد نزن؛‌بگوییم: آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌بگوییم:‌من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم: شما را در شادی ها ببینم

به جای فهمیدی ، بگوییم : متوجه شدی
به جای دیگران مرا خرد کردند، بگوییم : دیگران مرا درک نکردند
به جای غم آخرتان باشد ، بگوییم : شما را در شادی ها ببینیم
به جای در انجام تمرین ها درمانده شدم ، بگوییم : در انجام تمرین ها به کمک نیاز دارم
به جای فرزندم خیلی شیطان است ، بگوییم : فرزندم خیلی پر تحرک است
به جای قابل نداره ، بگوییم : هدیه ای برای شما
به جای خسته نباشید ، بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
به جای هیچ وقت چیزی یاد نمی گیری ، بگوییم : طول می کشد تا یاد بگیری
به جای خراب است ، بگوییم : قابل تعمیر است
به جای ببخشید مزاحمتون شدم ، بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای گرفتارم ، وقت ندارم ، بگوییم : در فرصت مناسب در خدمت شما خواهم بود
به جای از جلوی چشمام دور شو ، بگوییم : بهتر است یه مدت همدیگر را نبینیم
به جای بیا بگیر ، بگوییم : تقدیم به شما
به جای ببین ما رو به چه عذابی انداختی ؟! ، بگوییم : کارها را کمی اضافه کردی
به جای این قدر دروغ نگو ، بگوییم : گفتن حقیقت خیلی قشنگ تره
به جای تو هیچ آدم بشو نیستی ! ، بگوییم : تو لایق بهترین ها هستی
به جای هی داد نزنید ، بگوییم : کمی آهسته تر صحبت کنید
به جای چه خبرته اینقدر میخوری ؟! ، بگوییم : میتونی کمتر بخوری
به جای بهتره کله شقی نکنی ! ، بگوییم : خواهش میکنم خودتون را کنترل نمائید
به جای شکست خوردم ، بگوییم : تجربه جدیدی کسب کردم
به جای به درد من نمی خورد ، بگوییم : مناسب من نیست
به جای چرا اینقدر بددهنی می کنی ؟ ، بگوییم : می تونی از حرف های مثبت و خوب استفاده کنی
به جای ضعیف نیستم ، بگوییم : قوی هستم
به جای چرا اذیت می کنی؟ ، بگوییم : از این کار چه لذتی می بری؟
به جای کارگر دکان ، بگوییم : همکار مغازه

شما هم می‌تونید به این لیست مواردی رو اضافه کنید و برای دیگران بفرستید….
وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
*چه قدر چاق شدی*، *چه قدر لاغر شدی*، *چه قدر خسته به نظر می‌آیی*، *چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟*، *چرا ریشت را بلند کردی؟*، *چرا توهمی؟*، *چرا رنگت پریده؟*، *چرا تلفن نکردی، چرا حال مرا نپرسیدی؟* و …
بهتر است بگوییم: *سلام به روی ماهت، چه قدر خوشحال شدم تو را دیدم*، البته اگر مصر باشیم که حتماً درباره همدیگر اظهار نظر کنیم، وگرنه می‌شود که درباره موضوعات مشترک صحبت کنیم.

در آمریکا در انبار کالایی، کارگر بی سوادی کار می کرد. او موظف بود تعداد کالای داخل هر گونی را شمارش کرده و درصورت صحیح بودن مقدار آن، روی گونی بنویسد* All Correct * و چون این کاگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود با استفاده از صدای اول کلمه ها، علامتی روی گونی ها می گذاشت به این صورت که به جای* All * از * O * و به جای * Correct * از * K * استفاده می کرد و به جای کلمه ی* All Correct* روی گونی ها می نوشت * O.K * استفاده از کلمه ی * O.K * به تدریج همه گیر شده و امروزه مردم سراسر دنیا، این اصطلاح را به خوبی می شناسند و به کار می برند.
کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.
اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح کل ایران گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم. فکر می کنید چرا حضرت محمد می فرمایند: *فرزندان خود را به نام های نیک خطاب کنید.*

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن

زندگی باید چیزی فراتر از فقط نفس کشیدن باشد
شادی

زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریه‌ها بکشید و دی‌اکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریه‌ها آورده و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسان‌ترین کار به نظرتان برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان بسنده می‌کنیم، یعنی فقط نفس می‌کشیم.

رسیدن به جایگاهی که والدین‌تان آرزو دارند، نفس کشیدن. پیدا کردن کار، نفس کشیدن. قدم زدن از خانه تا محل‌کار، نفس کشیدن…

زنده بودن موفقیتی به حساب نمی‌آید. نفس کشیدن، راه رفتن، دویدن، غذا خوردن و انجام کارهای اولیه‌ای که برای سالم نگه داشتن بدنتان کافی است کار سختی نیست. واقعاً زنده نگه داشتن خودتان کار خاصی نیست، همه ما این کار را می کنیم.

موفقیت واقعی، آدم‌هایی که همه درمورد آنها حرف می‌زنند، آنهایی هستند که واقعاً یاد گرفته‌اند چطور زندگی کنند. آدم‌هایی که کاری جز فقط نفس کشیدن انجام می‌دهند.

زنده بودن و زندگی کردن با هم فرق دارد. زنده بودن یعنی راکد بودن. یعنی همانطور که نفستان را حبس کرده‌اید، اجازه بدهید جریان شما را از فرازونشیب‌های خود عبور دهد.

یعنی ثابت ایستادن روی پله‌برقی که به سمت بالا در حرکت است. یعنی اجازه بدهید دیگران شما را به سمت خط پایان بکشانند.

زندگی کردن چیزی متفاوت با این است. زندگی کردن یعنی بند آوردن نفس کسی، گاهی قطع شدن نفس خودتان و اینکه گاهی اصلاً یادتان برود که نفس بکشید. این درست متضاد زنده بودن است، چون زندگی کردن همیشه نزدیک‌تر به مرگ است.

زندگی کردن یعنی اجازه ندهید ریتم زندگی، شما را تسلیم خود کند. زندگی کردن یعنی هیچ لحظه‌ای را از دست ندهید. یعنی آنقدر جیغ بزنید که به نفس‌نفس بیفتید و آنقدر بخندید که نفستان بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنید که دیگر نفسی برایتان باقی نماند. یعنی حس کنید که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای آن آماده باشید.

زندگی کردن به معنی نگه داشتن، شمردن و نگاه کردن به نفس‌هایتان نیست. یعنی یادتان برود که نفس بکشید. یعنی در فرصت‌ها و اشتیاق هایتان شیرجه بزنید، خلاف جریان شنا کنید و تا مرز غرق شدن پیش بروید.

زندگی کردن یعنی با نفس‌هایتان، با لحظاتتان چه می‌کنید. یعنی چطور مسیر خودتان را می‌سازید.

یعنی چطور با معشوق‌هایتان می‌جنگید، چون کلمات برایتان نارسا هستند فریاد می‌زنید و آرزوهایتان را تا جایی دنبال می‌کنید که پژمرده و خسته شوید.

زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تاجاییکه آسیب ببینید، یعنی خرج کردن خوشبختی‌تان برای دیگران و گم کردن خودتان در یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را فراموش کنید، رابطه‌جنسی با همسرتان برای فراموش کردن شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.

یعنی سوختن از درون و زمین خوردن. یعنی شکست خوردن و جنگیدن. یعنی دویدن تا جایی که از نفس بیفتید و غش کنید. یعنی جسور و سرکش بودن. یعنی هیچوقت نایستید و هیچوقت ازخودراضی نشوید.

آنهایی که فقط زنده‌اند هیچوقت متوجه شکل درختان وقتی باران می‌آید نمی‌شوند یا اصلاً به این فکر نمی‌کنند که بیرون پریدن از هواپیما چه حسی می‌تواند داشته باشد. آنها هیچوقت در تله‌های زندگی اسیر نمی‌شوند و هیچوقت لذت‌های ساده چیزهای عادی زندگی را حس نمی‌کنند. آنها هیچوقت خاطراتی نمی‌سازند که حتی قرن‌ها بعد دیگران به خاطر بیاورند.

هیچوقت در لحظه حال گم نمی‌شوند، هیچوقت از ناشناخته‌ها غافلگیر نمی‌شوند و از ناممکن‌ها به هیجان نمی‌آیند. آنها هیچوقت به اینها نمی‌رسند چون مشغول این هستند که نفس کشیدن یادشان نرود.

زنده بودن یعنی نفس کشیدن، زندگی کردن یعنی یادتان برود نفس را از ریه بیرون بدهید.

 

زنده بودن یک تپش قلب است، زندگی کردن قلبی تپنده.

 

زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن از همه وضعیت‌ها.

 

زنده بودن آسان است، زندگی کردن دشوار.

 

زنده بودن یک هدیه است، زندگی کردن یعنی وجود داشتن.

 

زنده بودن یعنی چشمانی مراقب و محتاط، زندگی کردن یعنی هیچوقت نبستن چشم‌ها.

 

زنده بودن یعنی پوستتان، زندگی کردن یعنی بیرون پریدن از پوستتان.

 

زنده بودن یعنی روزها پشت سر هم، زندگی کردن یعنی طلوع‌ها تا غروب‌های آفتاب.

 

زنده بودن یعنی راحتی، زندگی کردن یعنی گذشتن از مرز منطقه امن خود.

 

زنده بودن رایگان است، زندگی کردن یعنی خرج کردن هر لحظه.

 

زنده بودن یعنی انجام سهم خودتان از زندگی، زندگی کردن یعنی داشتن میلیون‌ها سهم.

 

زنده بودن قابل درک است، زندگی کردن یعنی همیشه به دنبال پاسخ بودن.

 

معرفی ۷ گام برای شاد شدن در پنج دقیقه

به سه چیز که در حال حاضر در زندگی‌تان به خوبی پیش می‌روند، فکر کنید. حتی به سه چیز که در چند روز گذشته به خوبی پیش رفتند هم می‌توانید فکر کنید. سعی کنید آن‌ها را در ذهنتان مرور کنید.
خنده
برخی روزها از فرط کار و خستگی حتی حوصله شاد شدن را هم نداریم. البته نمی‌توان از بگو مگوهای روزانه و فشارهای اقتصادی هم گذشت. به همین دلیل، قصد داریم روش‌هایی را به شما معرفی کنیم که زیر پنج دقیقه حال شما را خوب می‌کند.

به گزارش بیزینس اینسایدر، روانشناسانی نظیر گای وینچ که خودش مولف کتب با موضوع روانشناسی است، می‌گویند که تسلیم شدن ما در برابر خلق و خوی بد اصلا جای تعجب ندارد.
به طور ویژه، گای وینچ می‌گوید که خلق و خوی بد و بی‌حوصلگی می‌تواند از خیلی چیزها ریشه بگیرد: فراموش کردن تولد یکی از دوستان، درست انجام ندادن یک کار و عدم دریافت بازخورد مطلوب. بشر به طور کلی موجودی حساس است و نسبت به خیلی از موارد واکنش احساسی نشان می‌دهد. نتایج یک پژوهش اما در این بین بسیار جالب است. بر اساس این پژوهش، تنها بخشی از خوشحالیِ شخصی ما بر اثر ژنتیک و شرایط تعیین می‌شود و تا حدود ۴۰ درصد این شادی می‌‎تواند تابع افکار و کارهای روزانه ما شکل بگیرد. به عبارت بهتر، ما خودمان می‌توانیم تا حد زیادی میزان شاد بودن خودمان را در دست بگیریم. در ادامه چند روش پیش‌کنشگرانه را به شما معرفی خواهیم کرد که می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان حال شما را خوب کنند. البته باید خودتان قضاوت کنید که کدام یک از روش‌ها روی شما بهتر جواب می‌دهد.

یک. گوش دادن به موسیقی آپ بیت
پژوهشی در سال ۲۰۱۳ در دانشگاه میسوری انجام شد که نشان داد گوش دادن به موسیقیِ با ضرب بالا یا اصطلاحا آپ بیت می‌تواند خلق و خوی شما را به سرعت بهبود دهد. یونا فرگوسن، پژوهشگر اول این مطالعه تاکید می‌کند که حین گوش دادن به موسیقی نباید زیاد به این مسئله فکر کرد. برای مثال نباید از خودتان مدام بپرسید «الان حالم خوب شده است؟» یونا می‌گوید که باید از موسیقی لذت ببرید. بنابراین، هرگاه حس کردید که چندان سرخوش نیستید به موسیقی گوش دهید.

دو. خوب بخندید!
پژوهش انجام شده در دانشگاه استنفورد نشان داد که خنده میزان دوپامین در مغز را افزایش می‌دهد. دوپامین ماده شیمیایی است که انسان را سرخوش می‌کند. خنده به طور کلی می‌‎تواند باعث افزایش سطح اکسیژن در بدن شود که این مسئله به نوبه خود در کاهش استرس موثر است. بنابراین سعی کنید بیشتر بخندید، به ویژه زمانی که اخم‌هایتان در هم رفته است.

سه. پیاده روی
دنیل کریپکه، پژوهشگر

دنیل کریپکه (پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا): کسانی که در طول روز بیشتر در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند، کمتر به مشکلات بی‌خوابی و افسردگی دچار می‌شوند.

دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: «کسانی که در طول روز بیشتر در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند، کمتر به مشکلات بی‌خوابی و افسردگی دچار می‌شوند.» علاوه بر آن، جک راگلین، کارشناس ورزشی و سلامت روانی نیز می‌گوید: «بر اساس مطالعات انجام شده، ورزش معمولی که بتواند حتی ۴۰ درصد بر میزان ضربان قلب افراد بیفزاید در نهایت به بهبود وضع روانی آن‌ها کمک می‌کند.» او می‌گوید که ورزش‌های سبک نظیر پیاده روی می‌تواند در این رابطه کمک شایانی به شما کند.

چهار. دسته بندی کردن افکار
فرض کنید که وارد اتاقی شده‌اید که به شدت به هم ریخته است. دکتر الن آرون در این رابطه می‌گوید: «زمانی که همه چیز شلوغ و درهم‌ریخته است ما متوجه یک چیز می‌شویم و آن این است که کارهای انجام نداده‌ی زیادی داریم.» در این زمان است که باید به فکر نظم بخشیدن به اتاق بیفتیم. حال اتاق را به افکارتان تعمیم دهید. افکاری شلخته و بی‌نظم که نظام فکریتان را به هم ریخته است. اگر بتوانید که افکارتان را به بهترین شکل دسته بندی کنید، یک قدم به سمت سرخوشی حرکت کرده‌‎اید.

پنج. در آغوش بگیرید
تیفانی فیلد، پژوهشگر دانشگاه میامی، در مقاله‌ای در سایکولوژی تودی می‌گوید: «زمانی که حسگرهای فشاری پوست را تحریک کنید، میزان ترشح هورمون استرس را کاسته‌اید.» این پژوهشگر مشخصا به آغوش کشیدن را یکی از شیوه‌های مناسب می‌داند و می‌گوید: «اگر خودتان پیشانی، دست‌ها و گردنتان را ماساژ دهید، باز هم می‌توانید ضربان قلب و کورتیزول مربوط به هورمون استرس در بدن را کم کنید.»

شش. به چیزهای خوب فکر کنید
یکی دیگر از شیوه‌هایی که به شما کمک می‌کند زیر پنج دقیقه به وضعیت بهتری برسید، این است که به چیزهایی فکر کنید که در گذشته مطابق میلتان پیش رفته است. دکتر سوزان بیالی، پزشک و روانشناس، در مقاله‌ای نوشت: «به سه چیز که در حال حاضر در زندگی‌تان به خوبی پیش می‌روند، فکر کنید. حتی به سه چیز که در چند روز گذشته به خوبی پیش رفتند هم می‌توانید فکر کنید. سعی کنید آن‌ها را در ذهنتان مرور کنید.» دکتر بیالی می‌گوید که این کار برای ذهن واقعا تمرین خوبی است.

هفت. بیان احساسات و مشکلات
لئون سلتزر، روانشناس، می‌‎گوید که بیان مشکلات به دوستان می‌‎تواند آثار مطلوبی داشته باشد. حداقل مزیت این کار این است که شما از نظر سلامتی روانی بسیار پیشرفت خواهید کرد. در بسیاری از اوقات بهتر است که احساسات منفی‌تان را به جای سرکوب کردن بیان کنید. او می‌گوید: «بیان مشکلات و احساسات درونی‌تان می‌تواند شما را به نوعی موازنه روحی و روانی نزدیک کند.» از طرف دیگر، سعی کنید زیاد به جنبه‌های منفی هر چیزی فکر نکنید.

در آخر فراموش نکنید که همیشه برای غصه خوردن و ناراحت بودن وقت هست. بنابراین، با انجام کارهایی نظیر هفت مورد بالا می‌توانید در زمانی کوتاه به احساسی بهتر برسید. در ضمن، اگر احساس کردید ناراحتی شما ادامه دار است، حتما به یک روانشناس حرفه‌ای مراجعه کنید.

راه انتقال انرژی مثبت و منفی

انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
– “چه خوب شد زنگ زدی!”
– ” داشتم بهت زنگ می زدم!”
– “داشتم بهت فکر می کردم!”
– “حلال زاده!”
– “دل به دل راه داره

و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن “جهش کوانتومی”.
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.

یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن “تله پاتی” که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

۲) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.
اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم
انرژی ما مثبت است.

اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم
انرژی ما منفی است.

و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.

آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است.
آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.

یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که:
تا جایی که میتونی “از آدم های منفی حذر کن”
و تا جایی که می تونی “بچسب به آدم های مثبت”
چرا؟

چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد.
آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش!
آدم منفی هم دیدی، در رو!
چون “افسرده دل، افسرده کند انجمنی را”
یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.

قدیم یه موضوعی بود به نام “مجاورت”. اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام “مرید و نوچه” دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!

هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها.

دوست من زمانی که:
– حالمون خوب نیست
– عصبانیم
– غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.
💫💫💫💫

۲۰ روش افزایش انرژی مثبت در منزل و محل کار

🔶🔶 انرژی مثبت خرافه نیست!

 

انرژی مثبت همان چیزی است که در ذهن خود تصوری درست از آن داریم مانند: نور- خوبی – محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع ، امیدواری ،خوش اخلاقی،و…

انرژی منفی همان چیزی است که در ذهن خود تصویری درست از آن نداریم مانند: تاریکی و ظلمت ونفرت ،چشم زخم،حسادت، بد جنسی ،شرارت، رذالت ،بی صبری، خود خواهی ، نا امیدی و یاس و اندوه و…

هر چیز مثبت ، مثبت خود را جذب می کند و هر چیز منفی ، منفی خود را . نور در جستجوی نور است و ظلمت شیفته ظلمت !پس چنانچه ما کاملاً مثبت یا کاملاً منفی بشویم کم کم به سراغ اشخاصی می رویم و جذب می شویم که مانند خود ما هستند!

 

راههای افزایش انرژی مثبت

۱-کُندر را بر روی زغال قرار دهید تا تبخیر شود ولی نسوزد.به این صورت انرژی منفی از بین رفته و انرژی مثبت جایگزین آن خواهد شد.

۲- بوی عود انرژی محیط را تصفیه میکند.

۳- ذکر اسماء الهی مخصوصأ تسبیحات اربعه و ذکر الله به دلیل بالا بودن سطح ارتعاشات آن باعث آرامش می شود.

۴- سوزاندن شمع نیز انرژی منفی را خنثی میکند و انرژی مثبت ایجاد مینماید. گفته میشود نور آن انرژی منفی را پاک میکند.همچنین دود کردن اسفند (اسپند) نیز همین تاثیر را دارد.

۵- آب نمک قدرت زیادی در خنثی کردن انرژی منفی دارد. می توانیم کف مکانها را با آب نمک بشوییم و تی بکشیم یا کاسه ای آب نمک در گوشه اتاق نگه داریم. گاه گاهی آن کاسه را چند ساعتی در آفتاب بگذارید و بعد از چند روز آب آن را عوض کنید.

۶- وجود گلها در درون منزل یا محیط کار عامل بسیار خوبی برای تولید انرژی مثبت و خنثی کننده انرژی منفی میباشد. گلهائی به رنگ زرد، نارنجی و آبی یا بنفش برای این منظور خیلی مناسب هستند. گیاهانی مثل پیچک ، شمعدانی و سرخس هم از قدرت بالایی برای تصفیه هوا و تولید انرژی مثبت برخوردارند.

۷- در منزل و یا محیط کار از رنگ هایی استفاده کنید که انرژی مثبت ایجاد کنند و انرژی منفی را دفع نمایند، از قبیل سفید، آبی- بنفش، سبز، زرد، نارنجی، صورتی و…

۸- صداهائی نیز وجود دارند که روی انرژیهای مثبت و منفی اثر جاذب و دافع دارند.موسیقی ها عموماً در ملودیهای قدیمی، آوازهای مذهبی، ، موسیقی کلاسیک، و صداهائی که از طبیعت هستند مانند صدای باد در حرکت و آبشار و رودخانه و صدای پرندگان و…

۹- دانه های خوراکی گیاهان به ویژه برنج (پخته نشده) توانایی جذب و از بین بردن انرژی منفی را دارند.قدیمی تر ها بر سر سفره عید کمی برنج خام هم می گذارند.ومعتقدند که شگون دارد.(البته نوع و قیمت برنج زیاد مهم نیست!)

۱۰- ذکر گفتن،. محیطی با انرژی خالص می آفریند که عمدتاً به علت ارتعاشات پاک و خالص صوتی آن است. ذکرگفتن بطور ذهنی و بدون کلام نیز در پاک کردن محیط مؤثر است زیرا ارتعاشات خالص فکر که بر اثر ادای ذهنی اذکار ایجاد میشوند بر انرژی فضای اطراف اثر مثبت می گذارند.انس بیشتری با قرآن داشته باشید ، قرآن رادر خانه زیاد بخوانید . فرکانسهای حاصل از صوت قرآن باعث دفع انرژی های منفی از محیط می شود .(دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند).

۱۱- وضو و خواندن نماز اول وقت فواید زیادی دارد و باعث تخلیه اشعه های زائد بدن و تولید انرژی مثبت می شود.(در اسلام دائم الوضو بودن سفارش شده است .زیرا وضو علاوه بر رضای حق تعالی موجب آرامش و خنثی کردن انرژیهای منفی می شود).

۱۲-سعی کنید در منزل و یا محل کار،همیشه رو به قبله بنشینید (و یا بخوابید) تا انرژی های حیاتی شما مرتب شارژ شود .(کعبه, محل عبور بیشترین خطوط انرژی وپرانرژی ترین نقطه روی زمین است.)

۱۳-وسایل شکسته ،اضافی و کهنه منزل ، انرژی منفی تولید می کند آنها را از محیط زندگی خود دور کنید.

۱۴-اگر خانه تان لبریز از خاطرات ناراحت کننده است در صورت امکان، به فکر جابه جایی از آنجا باشید.

۱۵-از لوازم الکترونیکی کمتر استفاده کنیدزیرا انرژی منفی(خشم-عصبانیت-پرخاشگری و…) تولید می کنند.

۱۶-همیشه شکر گذار نعمت های خداوند باشید . خطاهای دیگران را ببخشید و فقط به خوبی های دیگران نگاه کنید.

۱۷-از خوردن غذاهای فراوری شده مانند سوسیس،کالباس و…پرهیز نمایید.غذاهای غیر مفید و نیز انواع ترشی و خیار شور، تولید انرژی منفی می کنند.افلاطون می گوید: تو همانی هستی که میخوری! این نکته نشان دهنده تاثیر غذا بر خلق و خوی انسان است.

۱۸-استفاده از گلاب نیز مفید است . گلاب باعث ایجاد شادابی و معنویت بیشتر می شود.

۱۹-هنگامی که احساس سنگینی می کنید و افکار ناراحت کننده و منفی به سویتان هجوم آورده سه بار سوره ناس را بخوانید.

۲۰-از غیبت کردن،تحقیر و تمسخر دیگران، تهمت زدن،دروغ گویی ،نفرت و سایر اعمالی که از نظر خدا و خلق خدا ناپسند است دوری کنید.زیرا این اعمال، انرژی منفی خالص تولید می کنند.🔶🔶