نوشته‌ها

نوروفیدبک چیست ؟

می‌خواهید به مهمانی بروید و نمی‌دانید آیا سر و وضعتان مرتب است یا نه؟ بله، به یک آینه ترجیحاً قدی نیاز دارید. اکنون مقابل آینه ایستاده‌اید و می‌توانید به خوبی خودتان را در آن را ببینید.

موهایتان را شانه می‌کنید و یقه‌تان را که ناجور قرار گرفته مرتب می‌کنید. بهتر است کمی آستین پیراهنتان را بالا بکشید تا خیلی از زیر آستین کت‌تان بیرون نیاید. حالا همه چیز روبراه شد. ظاهر شما کاملاً مناسب است.

شاید تا به حال فکر کرده باشید کاش می‌شد درونتان را هم به همین شکل در آینه می‌دیدید و عیب و نقص‌های آن را هم برطرف می‌کردید. مثلاً اگر می‌شد آن‌چه در مغزتان اتفاق می‌افتد را ببینید آن وقت می‌توانستید آن را تنظیم کنید تا به بهترین شکل، کار خود را انجام دهد.

نوروفیدبک در واقع ترکیبی از QEEG و بیوفیدبک است. شما مقابل یک مانیتور می‌نشینید و الکترودی که روی سر شما قرار می‌گیرد امواج مغزی شما را دریافت و به کامپیوتر هدایت می‌کند. حالا شما با دیدن امواج مغزی خود روی صفحه مانیتور می‌توانید به تنظیم و کنترل آن‌ها به نحوی که می‌خواهید بپردازید.

حاصل عملکرد مغز چیست؟
می‌دانیم که الگوی امواج مغزی ماست که حالات و صورت‌های مختلف روانی ما را به‌وجود می‌آورد. درواقع کارکرد مناسب یا نامناسب مغز ما سبب طبیعی بودن یا غیرطبیعی بودن تولید امواج در مغز می‌شود.

اختلالات مختلف روانی در حقیقت حاصل کارکرد نامناسب مغز و درنتیجه تولید الگوی ناصحیح امواج مغزی می‌باشند. لذا مغز انسان نیز مانند هر سیستم پیچیده دیگری نیاز به تنظیم و رفع نواقص دارد. نکته مهم و جالب توجه این است که خود مغز می‌تواند خودش را تنظیم و به‌ روز کند فقط کافی است که از وضعیت خود آگاهی پیدا کند. لذا همه کاری که باید انجام دهیم آگاهی یافتن از مدل نامطلوب کارکرد مغز و سعی در تنظیم مجدد آن می‌باشد.

در حقیقت مغز ما با فیدبک‌هایی (بازخورد) که از بدن و نیز محیط اطراف ما می‌گیرد به کنترل و تنظیم کارکردهای مختلف جسمی و روانی و تعامل ما با محیط می‌پردازد. نوروفیدبک با فیدبکی که از امواج مغزی ارائه می‌دهد، مغز را در تنظیم فعالیت خود کمک می‌نماید.

Brain-4

نوروفیدبک چگونه کار می‌کند؟
در نوروفیدبک (Neurofeedback) سنسورهایی که الکترود نامیده می‌شوند بر روی پوست سر بیمار قرار می‌گیرند. این سنسورها فعالیت الکتریکی مغز فرد را ثبت و در غالب امواج مغزی (در اغلب موارد به شکل شبیه‌سازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی) به او نشان می‌دهند. در این حالت پخش فیلم یا هدایت بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزی شخص انجام می‌شود.

به این شکل فرد با دیدن پیشرفت یا توقف بازی و گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز و یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود می‌آید، پی به شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود برده و سعی می‌کند تا با هدایت بازی یا فیلم، وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند. (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفای خود را کاهش دهد بازی در صورتی پیش می‌رود که موج آلفا از یک حد مشخص شده‌ای کمتر باشد)

نوروفیدبک در واقع یک فرایند آموزشی است که در آن مغز خودتنظیمی را فرا می‌گیرد. در طول آموزش، فعالیت مغز توسط اداره هشیار و ناهشیار توجه کنترل می‌شود. یادگیری هشیارانه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در می‌یابد که چطور سیگنال فیدبک به توجه و وضعیت ذهنی او ارتباط پیدا می‌کند.

قسمت عمده یادگیری در سطح ناهشیار اتفاق می‌افتد، جائیکه مغز تدریجاً می‌تواند بصورت مستقیم و خودکار سیگنال فیدبک را کنترل کند. مهارت‌های جدید که بصورت آگاهانه و نا آگاهانه بدست آمده‌اند در طول آموزش درونی می‌شوند و بطور خودکار به فعالیت‌های روزانه فرد منتقل می‌شوند. این کار درست مانند یادگرفتن رانندگی است. همانطور که رانندگی پس از یادگیری کامل به صورت یک سری اعمال خودکار در می‌آید و هیچگاه فراموش نمی‌گردد، مهارت‌هایی نیز که مغز در طی آموزش نوروفیدبک فرا می‌گیرد ماندگار خواهند بود.

بنابراین نوروفیدبک به مغز کمک می‌کند تا یاد بگیرد که چطور خودش را تنظیم و نواقص عملکردی خود را برطرف نماید. لذا هیچ‌گونه دستکاری یا مداخله ماده خارجی وجود ندارد که بخواهد عوارض جانبی داشته باشد یا وابستگی ایجاد کند. با نوروفیدبک ما تنها مهارتهای جدیدی را فرا می‌گیریم، مهارت‌هایی که ما و مغزمان را بیش از پیش توانمند می‌سازد.

 

کاربردهای درمانی نوروفیدبک:
– بیش‌فعالی/کمبود توجه (AD/HD) : بیش از هر زمان دیگری، برای درمان AD/HD از نوروفیدبک استفاده شده است. ۸۵-۸۰% کودکان مبتلا به AD/HD به وسیله نوروفیدبک بهبودی کامل می‌یابند.
– اضطراب (Anxiety) : بسیاری از متخصصان، بکارگیری نوروفیدبک به منظور درمان اضطراب را یکی از عمده‌ترین موارد و زمینه‌های استفاده از نوروفیدبک می‌دانند. اکثر آن‌ها معتقدند اضطراب یکی از اولین مواردی بود که به نوروفیدبک پاسخ داد. نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که در حدود ۹۰-۸۰% از بیماران اضطرابی با این روش بهبود یافته‌اند.
– ناتوانی یادگیری (Learning Disability) : این اختلالات در سنین دبستان شایع هستند. در درمان این اختلالات، نوروفیدبک تحول بزرگی ایجاد کرده است. در این مورد نوروفیدبک به تنهایی پاسخگوست و نیازی به درمان مکمل ندارد. معمولاً با کامل کردن یک دوره درمانی بهبودی ثابتی حاصل می‌شود.
– اختلالات خواب : اولین تغییراتی که مراجعین عموماً بعد از شروع درمان با نوروفیدبک مشاهده می‌کنند، تغییر و تنظیم خوابشان است. بنابراین می‌توان از نوروفیدبک در درمان اختلالات خواب نیز استفاده کرد.
– صرع : آسیب مغزی و سکته مغزی: در انواع صرع و در مواردی که داروها مؤثر نبوده‌اند و بیماری بسیار مزمن و غیرقابل کنترل بوده است نوروفیدبک در درمان ۷۰ تا ۹۰% بیماران موفق بوده است.
– آسیب مغزی : نوروفیدبک سبب بهبود مشکلات ناشی از آسیب‌ و سکته مغزی می‌شود. از آن‌جمله می‌توان به بهبود در حافظه، سردرد، گیجی و حواس‌پرتی، سرگیجه، مشکلات تمرکزی، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب، تحریک‌پذیری، مشکلات ادراک بینایی و دیسلکسی اشاره کرد.
– دردهای مزمن و سردردهای میگرنی : درمانگران و پزشکانی که از نوروفیدبک برای درمان دردهای مزمن و سردردهای میگرنی استفاده کرده‌اند، اعلام کردند که وقوع و شدت حملات میگرن در اکثر موارد با استفاده از این روش کاهش می‌یابد و حتی از بین می‌رود.
– افسردگی : در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که هیچ درمانی برای آن‌ها کارساز نبوده، نوروفیدبک در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است.
– سوءمصرف مواد : مطالعات نشان داده است که در مقایسه با درمان‌های موجود برای ترک اعتیاد، درمان با نوروفیدبک از بسیاری از روش‌های دیگر موفق‌تر بوده است. علاوه براین، درمان با این روش وسوسه و ولع فرد را کاهش می‌دهد و در درازمدت احتمال عود و بازگشت را پایین می‌آورد.

ذهن

مزیت‌های درمان تکنولوژیک
نسبت به دارو درمانی
۱٫ نداشتن عوارض جانبی و اثرات سوء برخی داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش انعطاف‌پذیری مغز است)
۲٫ داشتن اثرات درمانی پایدار
۳٫ بهبود بیماری در مواردی‌که دارو‌درمانی تنها علائم را موقتا? از بین می‌برد، مانند AD/HD، وسواس‌های شدید، افسرده‌خویی و …۴٫ تنظیم کل فعالیت‌های مغزدر حقیقت داروها به عنوان یک ماده خارجی سعی در تنظیم فعالیت‌های مغز دارند. بنابراین با قطع آن‌ها، نظم ایجاد شده در مغز نیز از بین می‌رود و مغز مجدداً برای اینکه تنظیم خود را به دست آورد نیازمند داروست. این مسئله به عنوان اثر تنظیمی داروها شناخته می‌شود در حالیکه هدف نوروفیدبک آموزش خودتنظیمی به مغز است و سعی دارد به مغز یاد دهد که چگونه خود را تنظیم کند.

در نتیجه پس از درمان با نوروفیدبک، مغز با مواجهه با مشکلات جدید و خارج شدن از نظم خود، نیازمند ماده دارویی خارجی نمی‌باشد چرا که می‌تواند از طریق فرایند خودتنظیمی، نظم جدید خود را بدست آورد. «در واقع در دارودرمانی به مغز ماهی داده‌ایم، در‌حالی‌که در نوروفیدبک ماهیگیری یاد داده‌ایم»

 

فواید دیگر نوروفیدبک
از آنجا که نوروفیدبک به تنظیم کارکرد مغز می‌پردازد، لذا در ارتقاء توانمندی ها و مهارت های مختلف ذهنی و شناختی مانند بهینه سازی تصمیم گیری، افزایش خلاقیت، تقویت حافظه، افزایش تمرکز، کاهش استرس و اضطراب، افزایش هماهنگی جسم و بدن (بویژه در ورزشکاران)، افزایش توانمندی‌های هنری از جمله در موسیقی و … تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد. امروزه بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های معتبر جهانی از جمله ناسا(سازمان علوم فضایی آمریکا) از این روش و سایر روش‌های مبتنی بر بیوفیدبک، به منظور بهینه‌سازی عملکرد پرسنل خود استفاده می‌کنند.

تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد.

همزمان کردن مصرف دارو با نوروفیدبک نه تنها عوارض بدی ندارد، بلکه باعث می‌شود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.

 

نوروفیدبک و اختلالات مختلف :

AD/HD
AD/HD با رفتارهایی مانند بی‌توجهی، تکانشگری و حواس‌پرتی مشخص می‌شود. بسته به اینکه چه رفتاری غلبه داشته باشد این اختلال را به سه زیرگروه تقسیم می‌کنند. یک دسته با برجستگی بی‌توجهی مشخص می‌شود، یک دسته با تکانشگری و بیش‌فعالی و دسته سوم با ترکیبی از بی‌توجهی، تکانشگری و بیش‌فعالی.

تحقیقات نشان داده است کودکان AD/HD کمتر قادرند که موج بتا بالای ۱۴ هرتز تولید کنند و بیشتر امواج تتا در محدوده ۸-۴ هرتز تولید می‌کنند. برای داشتن تمرکز مناسب در وضعیت بهینه، مغز نیاز دارد تا سطح بالایی از امواج سریع بتا و سطح پایینی از امواج آهسته تتا را تولید کند در حالیکه در تمرکز ضعیف این تعادل به هم می‌خورد.

نوروفیدبک برای افزایش تولید بتا و کاهش تولید تتا مورد استفاده قرار می‌گیرد. طی فرایند آموزش، کودک طی یک بازی کامپیوتری برای تولید امواج مناسب پاداش دریافت می‌کند تا به این ترتیب یاد بگیرد که چگونه به مدیریت توجه و برانگیختگی بپردازد و کنترل بهتری بر رفتار و هیجانات خود داشته باشد.

می‌توان گفت که شغل مغز توجه کردن است، نه فقط به دنیای بیرون بلکه به فرایندهای درونی هم توجه می‌کند و این چنین فعالیت‌های خودش و بدن را وارسی می‌کند. وقتی امواج خاص در مغز را مورد آموزش قرار می‌دهیم در بیش‌فعالی، تکانشگری و گوش‌بزنگی بهبود حاصل می‌شود.

در کنار فواید مربوط به توجه، فواید دیگری هم در رابطه با بعضی رفتارهای همراه AD/HD مشاهده می‌گردد. خطاهای کمتری در آزمون‌هایی که مسائل شناختی را به چالش می‌کشند اتفاق می‌افتد؛ زمان واکنش بهبود می‌یابد و نیز پایدار می‌شود؛ شب ادراری و دندان قروچه شبانه برطرف ‌شده، میل به شکر و تیک‌های حرکتی و صوتی هم از بین می‌روند؛ وسواس فروکش می‌کند؛ حتی ضریب هوشی افزایش یافته و دستخط بهتر می‌شود.

نافرمانی، قشقرق، طغیان، خشم زیاد، خودسری، دروغگویی و حتی رفتارهای خشن‌تر مانند پرخاشگری، بدرفتاری با حیوانات (Cruelty to animals)، دعوا کردن و fire setting همه به این روش جواب می‌دهند. بعضی از این بچه‌ها هیچ احساس پشیمانی نمی‌کنند و بنظر خون‌سرد می‌رسند.

این روش در مورد بچه‌های افسرده، مضطرب، و بچه‌هایی که دارای اختلالات هیجانی هستند کمک کننده است. در بیشتر موارد کودکان موفق می‌شوند دوز داروی خود را کاهش داده یا آن را قطع کنند. دیده شده که وقتی دوره درمان با نوروفیدبک کامل شود، اثرات بهبودی آن تا بلندمدت ادامه خواهد داشت.

در هر حال ذکر این نکته ضروری است که دستگاه عصبی کودکان بیش‌فعال آسیب‌پذیرتر از کودکان دیگر است که می‌تواند دلایل ژنتیک، تغذیه‌ای، رشدی و یا زمینه خانوادگی داشته باشد.

 

اختلالات خواب (در بزرگسالان)
مدارک بالینی مختلفی وجود دارد که نشان می‌دهد استفاده از نوروفیدبک به بهبود اختلالات مختلف خواب از جمله بی‌خوابی، آپنه، سخت به خواب رفتن، مرتب از خواب پریدن و… که علائمی مرتبط با اضطراب و افسردگی هستند، کمک می‌کند.
در واقع نوروفیدبک به خودتنظیمی مغز در برانگیختگی فیزیولوژیک کمک می‌کند و همین امر سبب بهبود کیفیت خواب می‌شود.

 

مشکلات خواب (در کودکان)
مشکلات خواب شامل شب‌ادراری، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب، وحشت در خواب و اضطراب مربوط به خواب رفتن می‌باشند. نوروفیدبک با کمک به خود ـ تنظیمی مغز در تنظیم برانگیختگی فیزیولوژیک، در بهبود مشکلات مربوط به خواب موفق بوده است و غالباً اولین چیزی که در درمان توسط نوروفیدبک توسط مراجعین گزارش می‌شود بهبود کیفیت خواب است.

 

صرع
نوروفیدبک اولین بار در حوزه بهبود صرع به کار گرفته شد. استرمان در پژوهش‌های خود متوجه گردید که تقویت موج SMR در حیوانات و انسان سبب کنترل و بهبود تشنج می‌گردد. نشان داده شده است که نوروفیدبک در بهبود انواع صرع از جمله صرع کوچک، صرع بزرگ و تشنج‌های موضعی پیچیده مؤثر است. همچنین باعث کاهش دوز دارو و کنترل بهتر تشنج‌ها می‌شود. اغلب افرادی که تحت درمان با نوروفیدبک قرار گرفته‌اند افرادی هستند که درمان‌های دارویی در حل مشکل آن‌ها ناموفق بوده است.

نوروفیدبک پایداری مغز را افزایش می‌دهد. مدت درمان ممکن است کمی طولانی شود اما معمولاً نتایج خوبی به دست می‌آید که به شکل بهبود سطح عملکرد مغز، کاهش دوز داروها و عوارض جانبی آن‌ها، کاهش تعداد تشنج و رفع نیاز به جراحی (در مواردی که نیاز به جراحی بوده است) قابل مشاهده است.
گاهی اضطراب حاصل مغزی است که خیلی سریع کار می‌کند و لازم است که آرام شود. مشخص شده که تقویت آلفا سبب پیدایش حالت آرامش و خلوت شدن ذهن می‌شود.

 

اضطراب
با پیشرفت تکنیک‌ها و مطالعات مربوط به امواج آلفا، محققان دریافتند که آموزش آلفا در بهبود اختلالات اضطرابی، سندرم‌های درد، اختلالات خواب و استرس مزمن مؤثر است.

در واقع اضطراب نشانه‌ای از وجود مشکلات در خودتنظیمی مغز است. نوروفیدبک اطلاعاتی را از EEG مراجع به وی ارائه می‌دهد و کمک می‌کند تا بتواند وجوه مختلف آن را تحت کنترل خود درآورد و به این ترتیب به مغز می آموزد تا خودش را بهتر تنظیم کند. این مهارت بعد از این بصورت ناهشیار در مواقع مختلف و برای غلبه بر اضطراب و حملات هراس توسط شخص بکار گرفته می‌شود.
استفاده از نوروفیدبک در بیماران PTSD به آن‌ها اجازه می‌دهد تا خاطرات مربوط به حادثه را بدون احساس ناراحتی و رنج پردازش کنند.

 

افسردگی
در نقشه مغزی افراد افسرده نشانه‌های مختلفی دیده می‌شود که بعضی از آن‌ها عبارتند از:
افزایش یا کاهش فوق‌العاده در فعالیت امواج بتا و آلفا در سراسر یا بخشی از مغز؛ کاهش یا افزایش موج دلتا؛ کاهش یا افزایش غیرطبیعی کوهرنس و … . استفاده از نوروفیدبک منجر به انجام اصلاحات در الگوی امواج مغزی افراد افسرده می‌گردد. تغییر در میزان سروتونین و نوراپینفرین که دو انتقال‌دهنده عصبی هستند از علل بروز افسردگی است. نقل و انتقالات انتقال‌دهنده‌ها از مباحث مربوط به شیمی مغز است.

نکته در اینجاست که تغییر در شیمی مغز به تغییر در امواج، و تغییر در امواج به تغییر در شیمی مغز می‌انجامد. لذا استفاده از نوروفیدبک و اصلاح الگوی امواج مغزی سبب ایجاد تعادل در نقل و انتقالات مواد شیمیایی مغز می‌گردد.
نوروفیدبک ساز و کار اصلی که مغز به آن وسیله برانگیختگی فیزیولوژیک را کنترل می‌کند تحت کنترل درآورده و مکانیزم برانگیختگی را طبیعی می‌سازد. این روش صرفنظر از علت افسردگی اثربخش است. در طی درمان مراجع ممکن است متوجه شود که لازم است استفاده از داروهای ضدافسردگی یا محرک را کاهش دهد که به هر حال باید از نظر دوز دارو در طی درمان تحت نظر متخصص باشد.

 

درد مزمن
در مورد درد مزمن فرض بر این است که آسیبی که در ابتدا منشأ درد بوده است درمان شده اما درد همچنان باقی است و چه بسا بدتر شده است. وقتی درد برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، آستانه درد ممکن است کاهش یافته و در نتیجه ادراک آن افزایش یابد. به عبارت دیگر مغز توجه بیشتری به احساس درد می‌کند.

طولانی شدن مدت درد، آستانه مغز نسبت به درد را پایین آورده و سبب افزایش ادراک درد می‌شود. استفاده از نوروفیدبک آستانه مغز نسبت به درد را بالا برده و حتی به مقدار طبیعی می‌رساند و به این شکل سبب کاهش ادراک درد می‌شود. حتی با وجود آسیب هم، تنظیم شدن دوباره آستانه درد در یک حد طبیعی، باعث بهتر شدن درد می‌شود. مغز با کمک نوروفیدبک آستانه درد را از نو تنظیم می‌کند.

 

صدمات مغزی خفیف (MTBI)
پیامدهای آسیب مغز خفیف شامل سردرد، بدن درد، حالت تهوع، گم‌گشتگی ، افسردگی، خستگی مفرط، مشکلات بینایی، نقائص پردازش شنیداری، مشکلات خواب، وز وز گوش، تحریک‌پذیری و اضطراب و حتی تغییرات یا ناپایداری شخصیتی می‌باشد. در حالیکه هیچ نوع دارو درمانی مرسومی برای این علائم وجود ندارد، لیکن معمولاً به نوروفیدبک جواب می‌دهند.

مطابق با گزارش خود افراد تحت درمان تا ۸۰% بهبودی در علائم پیدا می‌شود. بازیابی‌هایی که مغز به این ترتیب بدست می‌آورد اثر بلندمدت دارد. استفاده از این روش حتی سال‌ها بعد از آسیب هم مفید خواهد بود. بعضی بهبودها بعد از آسیب بصورت خودبخود مورد انتظار هستند لیکن نوروفیدبک فرایند را سرعت می‌بخشد.
آموزش در مناطق خاص قشری که مربوط به کنترل برانگیختگی فیزیولوژیک می‌شود صورت می‌گیرد. در مورد صدمات خفیف شواهد حاکی از تأثیر مثبت نوروفیدبک در کمک به بهبود علائمی مانند: کاهش انرژی، سردرد و دردهای مزمن، گیجی و سرگیجه، مشکل حافظه، مشکل در تمرکز، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب و مشکلات ادراک بینایی می‌باشد. شواهد بالینی نشان‌دهنده این است که استفاده از نوروفیدبک حتی پس از اینکه سایر درمان‌ها از پیشرفت باز می‌مانند، سبب دستیابی به نتایج بیشتر می‌شود.

 

سکته مغزی
سکته مغزی اغلب نارسایی‌هایی را در عملکرد مغزی به دنبال خود دارد. نوروفیدبک علاوه بر کمک به بهبود نقائصی که از سکته ناشی می‌شود، در برطرف کردن مشکلات ثانویه‌ای که پدید می‌آید مانند اضطراب، افسردگی، تحریک‌پذیری، کسالت و… هم مفید است. نوروفیدبک باعث دستیابی به بازیابی بلندمدت کارکرد مغز می‌شود.

بسیاری پیامدهای ناشی از سکته در محل آسیب به وجود نمی‌آیند و شبیه به پیامدهای ذکر شده در مورد MTBI هستند: مشکلات خواب، تحریک‌پذیری، تغییرات خلقی و افسردگی.

این موارد خیلی زود به نوروفیدبک جواب می‌دهند بعضی نقائص خاص که مربوط به سکته می‌شوند مانند راه رفتن، گفتار و ضعف یک طرف بدن، زمان بیشتری برای بازیابی می‌برند و حتی ممکن است بهبودی بطور کامل بدست نیاید. گاهی لازم است فرایند آموزش بطور بلندمدت ادامه پیدا کند تا مغز بتواند به مرور قابلیت‌های قبلی خود را بازیابد.

 

عملکرد بهینه
نوروتراپی اهداف مختلفی دارد :
– تثبیت عملکرد سراسری مغز با افزایش توانایی مغز در تولید امواج مغزی مختلف در محدوده صحیح
– بهبود توانایی مغز برای تغییر نرم و راحت از یک حالت ذهنی به حالت دیگر و حفظ آن حالت به اندازه نیاز
– بهبود کارکرد مغز در نواحی خاص مرتبط با مشکلاتی که فرد در آن زمان تجربه می‌کند

 

سال‌هاست که ورزشکاران، هنرمندان، مدیران و افراد نظامی، از نوروفیدبک برای دستیابی به بالاترین سطوح عملکرد درمانی استفاده می‌کنند. پروتکل‌های آموزشی، برانگیختگی فیزیولوژیکی، تمرکز و توجه، تعادل نیمکره‌های مغزی، آرمیدگی و کارکرد اجرایی را تحت تأثیر و آموزش قرار می‌دهند. نوروفیدبک یک تکنیک یادگیری و وسیله آموزشی است. مراجع از تغییراتی که طی آموزش بوجود آمده آگاه می‌شود و قادر خواهد بود تا روند پیشرفت خود را در جهت رسیدن به قابلیت‌های بالاتر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد.

کمبود این مواد در بدنتان شما را افسرده می‌کند

کمبود برخی مواد و خوراکی‌ها در بدن، می‌تواند مشکلات و اختلالاتی را در بدن فرد بوجود آورد و سبب افسردگی او شود.

به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان  گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، برخی اوقات طبیعی است که دلمان بگیرد و غمگین شویم اما اگر این احساس ادامه پیدا کند و مداوم شود و به ناامیدی مکرر تبدیل شود، دیگر طبیعی و عادی نیست و باید فکری کرد و منشا آن را پیدا کرد. افسردگی نوعی اختلال به حساب می‌آید که منجر به ناراحتی مداوم، عصبانیت و بی‌تفاوتی کلی نسبت به اطراف و اطرافیان می‌شود. این احساس می‌تواند کار، فعالیت روزانه و به طور کلی زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
کاهش اشتها، بی‌خوابی، بدخوابی، کاهش یا افزایش وزن، کاهش انرژی، به هم خوردن تمرکز و دردهای ناگهانی از علائم افسردگی است. این بیماری می‌تواند علل مختلفی داشته باشدکه مشکلات مالی، عدم رضایت از زندگی، انزوای اجتماعی، سابقه ارثی و خانوادگی، مشکلات عاطفی، سوء استفاده جنسی و برخی از بیماری‌ها از جمله آن‌ها است.
علاوه بر این، کمبود برخی مواد مغذی در بدن می‌تواند سبب افسردگی شود. دانشمندان نشان دادند که افرادی که از افسردگی و اختلالات روانی رنج می‌برند ممکن است از کمبود برخی مواد در بدنشان رنج ببرند که منجر به این بیماری شده است. فراموش نکنید غذایی که مصرف می‌کنید همان غذای مغز و بدنتان است و از آنجا که مغز برای فعالیت‌های خود به انرژی نیاز دارد باید موادی مغذی به آن رساند. در اینجا به ۱۰ ماده غذایی اشاره می‌کنیم که کمبود آن‌ها در بدن می‌تواند سبب افسردگی شود:
امگا ۳
ویتامین D
منیزیم
روی
سلنیوم
ویتامین B12
فولات
ویتامین B6
آهن

آمینو اسید

۶ واقعیت درباره سلول های عصبی

مغز ما یک «ابر رایانه» ی بسیار پیچیده است. هر یک از نورون ها (سلول های عصبی) در هر ثانیه دویست هزار میلیون بایت اطلاعات پردازش می کند. اما برای اینکه این سلول ها با همین ریتم و بدون عیب و نقص کار کنند، نیاز به روش زندگی سالمی دارند. در این مطلب واقعیت هایی را در خصوص این سلول ها و نحوه ی مراقبت صحیح از آنها عنوان می کنیم. لطفا با ما باشید.

به گزارش تبیان   ، فاطمه مهدی پور – بخش سلامت تبیان
سلول های عصبی

افسردگی مانع از ساخت نورون های جدید می شود

محققان با بررسی نورون ها متوجه شدند که برخی انواع افسردگی می تواند عاملی برای عدم ساخت ۱۴۰۰ نورون در روز شود. در حالیکه در افراد سالم نورون های موجود موثرتر عمل می کنند و زمینه ی تولد و ساخت نورون های جدید وجود دارد.

 

استرس نورون ها را دیوانه می کند

همانطور که گفته شد نورون ها روزانه ساخته و متولد می شوند. اما حواستان باشد اگر فرد مضطربی باشید، این نورون های تازه متولد شده چندان به کارتان نمی آیند، چون استرس تغییراتی در مغز ایجاد کرده و باعث می شود که این نورون های جدید مانند همان نورون های قدیمی و پیر عمل کنند.

به عقیده ی متخصصان دانشگاه کاریفرنیا این مسئله نیز زمینه را برای بروز بیماری های روانی آماده می کند. بنابراین توصیه می شود که زمان را از دست ندهید. هر روز برای شاد و آرام بودن تلاش کنید تا نورون هایتان جوان بمانند.

به شکم «مغز دوم» اطلاق می شود. داخل شکم نیز شبکه هایی از سلول های عصبی وجود دارند و برای حفظ تعادل بدن در صورت لوزم با «همکاران» خود در مغز اتصال پیدا می کنند

انسان نیز نورون های آینه ای دارد

نورون های آینه ای سلول هایی هستند که ما را به تقلید از رفتارهایی که در دیگران می بینیم وامی دارند. به همین دلیل برخی حرکات، رفتارها، میمیک ها، خنده و غیره مسری هستند و ما از آنها تقلید می کنیم.

بسیاری از شرایط باعث فعال شدن نورون ها می شوند. این نورون ها در قسمت لوب پاریتال (لوب گیجگاهی) مغز قرار دارند. هر چه این نورون ها فعال تر باشند، ما نسبت به دیگران احساس همدردی بیشتری خواهیم داشت.

 

نورون ها با هم در ارتباط و تعامل هستند

نورون ها با هم در تماس و ارتباط هستند و به همدیگر جریان های الکتریکی ضعیف ارسال می کنند.

هر نورون حاوی یک گروه جمعی متشکل از ده هزار نورون دیگر است که با آنها تبادل اطلاعادت می کند. در عوض اگر نورون ها متوجه انباشتگی اطلاعات شوند، یک یا چند نورون دستور قطع ارتباط سیستم را ارسال می کند. به همین دلیل گاهی ما صرفا برخی از اطلاعات و خاطراتی که به نظرمان مهم تر و یا موثرتر هستند به خاطر می آوریم. در واقع در این صورت صحبت از حافظه ی گزینشی به میان می آید.

 

شکم و نورون ها در تماس هستند

به شکم «مغز دوم» اطلاق می شود. داخل شکم نیز شبکه هایی از سلول های عصبی وجود دارند و برای حفظ تعادل بدن در صورت لوزم با «همکاران» خود در مغز اتصال پیدا می کنند.

مثالی می آوریم تا مسئله بهتر روشن شود. اکثر ما زمانی که عصبی هستیم می گوییم:«انگار معده ام را دوخته اند، یا چیزی از گلویم پایین نمی رود». در این صورت معده بخشی از خونی که متعلق به آن است را برمی گرداند، روند هضم غذا به کندی پیش می رود و مغز احساس گرسنگی می کند.

بدون شک شما نیز افرادی را دیده اید که مشکلات گوارشی دارند و افراد عصبی یا مضطربی هستند. این شرایط زمانی که فرد از مصرف قند و چربی پرهیز کرده و سبزیجات بیشتری مصرف کند، بهبود می یابد.

به عبارتی دیگر زمانی که مغز تحت تاثیر برخی از احساسات قرار می گیرد می تواند این احساسات را از طریق مسیرهای عصبی و خونی و حتی هورمون ها به معده انتقال دهد. این مسئله نیز دستگاه گوارش را به هم می ریزد. به عنوان مثال استرس باعث تحریک دستگاه گوارش شده و اسهال ایجاد می کند.

نتایج بررسی های مختلف نشان می دهد که اضطراب مزمن می تواند در طولانی مدت عملکردهای گوارشی را تغییر داده و با اختلال روبه رو کند.

گرسنگی و سیری جزو اطلاعاتی هستند که از طریق مغز مخابره می شوند و هر نوع احساس منفی در مغز روی این حس ها نیز تاثیر می گذارد.

عکس این مسئله نیز صادق است. زمانی که درد گوارشی احساس می کنیم، نورون های مجرای گوارش مغز را مطلع می کنند و فرمانده بدن نیز به شیوه های مختلف وارد عمل می شود و واکنش نشان می دهد.

 

نورون ها از چه چیزی تغذیه می کنند؟

غذای مورد علاقه ی نورون ها گلوکز است که الزاما به قند خون ختم نمی شود. واقعیت این است که زیاده روی در مصرف قند، تمام ارگان های بدن را تحت تاثیر قرار می دهد که مغز نیز از این امر مستثنی نیست.

در واقع مغز از گلوکزی بهره می برد که بدن از طریق مصرف کربوهیدرات ها تولید می کند. اسیدهای چرب امگا ۳ نیز از دیگر غذاهای مورد نیاز و مورد علاقه ی سلول های عصبی است.

نتایج پژوهش های اخیر نشان داده اند که اسیدهای چرب امگا۳ علاوه بر تمام خواص و فواید دیگری که دارند، باعث کاهش اثرات مخرب مصرف الکل روی سلول های مغز می شوند.

بنابراین متخصصان توصیه می کنند برای داشتن نورون ها و مغزی سالم، از مصرف الکل پرهیز کنید تا جذب امگا۳ ها افزایش یابد.

 

منبع : تبیان