۱۲ راه برای کاهش استرس در محیط کار

یک متخصص کسب‌وکار به طور میانگین بین ۳۰ تا ۱۰۰ پروژه در دست دارد. در هر ساعت ۷ بار در کار کارمندان مدرن، وقفه اتفاق می‌افتد و روزی ۲.۱ ساعت حواس‌شان پرت می‌شود. از هر ۱۰ نفر، ۴ نفر در شرکت‌های بزرگی کار می‌کنند که یک بازسازی شرکتی عظیم را تجربه خواهند کرد و به همین دلیل نگران آینده‌شان هستند. شاید به همین خاطر باشد که ۴۰ درصد از بزرگ‌سالان به خاطر اتفاقات استرس‌زای روزشان، شب‌ها خواب راحتی ندارند.

آیا راهی وجود دارد که در طول روز به طور مداوم متمرکز باقی بمانید؟ آیا ممکن است همه‌ی کارهای مورد نیاز را انجام دهید و همچنان پس از کار، برای‌تان انرژی باقی مانده باشد؟ چطور تحت فشار تقاضاهای بی‌شمار آرام باقی بمانید؟ دکتر شارون ملنیک (Sharon Melnick)، روان‌شناس کسب‌وکار و نویسنده‌ی کتاب جدید «موفقیت تحت استرس»، با ۱۰ سال دانش ناشی از تحقیقات دانشگاه هاروارد و آزمایش میدانی بیش از ۶۰۰۰ ارباب رجوع و یادگیرنده، استراتژی‌های زیر را به شما پیشنهاد می‌دهد تا استرس در محیط کار را کاهش دهید.


ما زمانی که احساس کنیم موقعیت‌ها از کنترل‌مان خارج هستند، استرس را تجربه می‌کنیم. این احساس باعث فعال شدن هورمون‌ استرس خواهد شد که اگر مزمن باشد، باعث اُفت اعتماد‌به‌نفس، تمرکز و سلامتی می‌شود. برای کاهش استرس در محیط کار باید جنبه‌هایی از وضعیت را که قادر به کنترل آن هستید و همچنین جنبه‌های غیرقابل کنترل را، شناسایی کنید. به طور مثال عموما شما کنترل اقدامات و واکنش‌های خود را در دست دارید، اما کنترل نیروهای محیط اطراف‌تان یا لحن کلام یک فرد دیگر در دست شما نخواهد بود. سعی کنید در سهم ۵۰ درصدی خود بی‌عیب‌ونقص باشید و دغدغه‌ی بقیه‌ را رها کنید.

۲. نفس عمیق بکشید

اگر احساس خستگی بیش از حد می‌کنید یا از یک جلسه‌ی پُر فشار خارج شده‌اید و نیاز به پاک‌سازی ذهن‌تان دارید، چند دقیقه تنفس عمیق می‌تواند مجددا تعادل‌تان را برقرار سازد. به‌سادگی برای ۵ ثانیه هوا را به درون ریه‌هایتان بفرستید، نگه‌ دارید و با شمارش مشابه از طریق بینی، هوا را خارج کنید. این کار شبیه کسب آرامش و تمرکز از یک کلاس یوگای ۹۰ دقیقه‌ای فقط در سه دقیقه یا کمتر در پشت میز کارتان است.


۳. حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید

اغلب ما در طول روز زیر بار حجم بالایی از کار هستیم. ایمیل‌ها،‌ تماس‌های تلفنی،‌ پیغام‌های لحظه‌ای و ناگهانی، ضرب‌العجل‌های اضطراری همه دست به دست هم می‌دهند تا روز یک کارمند را بیش از پیش آشفته کنند. اگرچه شاید شما کنترلی بر حواس‌پرتی‌ها نداشته باشید اما می‌توانید واکنش خود را کنترل کنید. به یکی از سه شیوه‌ی زیر اقدام کنید: حواس‌پرتی را قبول کنید، آن را کنار بگذارید، یا اهمیتش را تشخیص دهید و برای آن برنامه بچینید. شما باید برای واکنشی که می‌خواهید نشان دهید، معیارها را از پیش تعیین کنید. پس می‌توانید با پاسخ دادن به پیغام‌ها در زمانی مشخص، تعیین ساعت‌های اداری برای صحبت شخصی یا بستن در اتاق‌تان در زمانی که نیاز به تمرکز دارید، اطرافیان‌تان را نیز آموزش دهید.


۴. روز خود را برای انرژی و تمرکز برنامه‌ریزی کنید

برای کاهش استرس در محیط کار، طوری برنامه ریزی کنید که پرانرژی و متمرکز باشید.

اغلب ما روز خود را با رویکرد «فشار، فشار، فشار» می‌گذرانیم و فکر می‌کنیم که اگر ۸ الی ۱۰ ساعت کامل کار کنیم، کار بیشتری انجام می‌دهیم. در مقابل، بهره‌وری کاهش می‌یابد، استرس بیشتر می‌شود و شما انرژی کمی برای خانواده‌ی خود خواهید داشت. برنامه‌ریزی جهت ایجاد وقفه در سراسر روز برای راه رفتن، انجام حرکات نرمشی در پشت میزتان یا تمرین‌های تنفسی مهم است. یافته‌های یک پروژه‌ در حوزه‌ی انرژی انسان می‌گوید که اگر ما برای حدود ۹۰ دقیقه تمرکز شدید داشته باشیم و به‌دنبال آن وقفه‌ی کوتاهی برای استراحت اختصاص دهیم، می‌توانیم از ایجاد استرس جلوگیری کنیم و دوباره سرحال شویم


۵. غذای مناسب بخورید و خوب بخوابید

رژیم غذایی بد، باعث ایجاد استرس در سیستم بدن می‌شود و به همین دلیل توصیه‌ی پزشکان، رژیمی با قند پایین و پروتئین بالاست و وقتی به خوبی نمی‌خوابید، سرحال نیستید. طبق آمار سازمان کنترل و پیشگیری از بیماری، حدود ۶۰ میلیون آمریکایی خواب کافی را (که برای دوره‌ی بازیابی بدن بسیار حیاتی است)، ندارند. اگر فکر زیاد مانع از به خواب رفتن‌تان می‌شود یا باعث می‌شود که نیمه شب از خواب بیدار شوید،‌ می‌توانید یک تکنیک ساده‌ی تنفس را تمرین کنید که سریع به شما کمک می‌کند: سوراخ سمت راست بینی خود را بگیرید و برای ۳ الی ۵ دقیقه با سوراخ سمت چپ نفس بکشید


۶. نگاه خود را عوض کنید

دیدگاه شما نسبت به وقایع استرس‌زا در محیط کار، عموما یک تفسیر ذهنی از واقعیت‌هاست که اغلب از پشت فیلتر عدم اعتمادبه‌نفس خودتان آن را می‌بینید. با این حال، اگر گامی به عقب بردارید و یک نگاه عینی داشته باشید، تأثیرگذارتر خواهید بود و احتمال کمتری وجود دارد که مسائل را از دید شخصی مشاهده کنید. به این مثال توجه کنید: «یک بار، ارباب رجوعی از بخش منابع انسانی شرکتی درخواست کرد که افراد بیشتری را برای یک پروژه‌ی مهم به وی اختصاص بدهند. وقتی درخواست او مورد پذیرش قرار نگرفت، وی سریعا عصبانی شد و حالت تدافعی به خود گرفت و تصور کرد که آنها برای تشخیص نیازها، به وی اعتماد ندارند. او برای مدتی طولانی اصلا فکر نکرد که شاید مشکلات بودجه باعث رد شدن درخواستش شده باشد. وقتی توانست خود را از موقعیت کنار بگذارد و نگاهی عینی به‌دست آورد، با مدیر منابع انسانی تماس گرفت و گفت لطفا مشکل خود را بگویید، من نیز مشکلم را خواهم گفت و سپس ببینیم که چطور می‌توانیم به یک راه حل برسیم. در نهایت، آنها توانستند مشکل را حل کنند.»

۷. سریع آرام شوید

وقتی احساس ناراحتی یا خشم می‌کنید، احساس خشمی در بدن‌تان وجود دارد که ممکن است باعث واکنش شما شود. به جای واکنش بلافاصله (که معمولا واکنشی نامعقول و تند است)،‌ از تکنیک تنفس آرام‌کننده استفاده کنید: هوا را از دهان خود وارد کنید، مثل اینکه آن را با نی می‌مکید، سپس به شکل عادی آن را از بینی خود خارج کنید. اگر این کار را درست انجام دهید، احساس آرامش خواهید کرد و تمایل‌تان به پاسخ سریع کم می‌شود. این کار مثل فشار دادن کلید «توقف» است که به شما زمان می‌دهد تا در مورد واکنش‌تان فکر کنید. این عمل به حدی تأثیرگذار است که حتی می‌تواند باعث آرام شدن طرف مقابل‌تان نیز شود.


۸. استرس خودخواسته را تشخیص دهید

با افزایش اعتماد به نفس، با استرس در محیط کار مبارزه کنید.

به جای اینکه به دنبال تأیید دیگران باشید، با ایجاد اعتمادبه‌نفس در خودتان، استرس خودخواسته‌تان را از بین ببرید. اگر بیش از حد نگران نگاه دیگران به خودتان هستید (که از کنترل‌تان نیز خارج است)، با کوچک‌ترین مسائل به سرعت استرس می‌گیرید یا رفتارهای اجتنابی مثل تعلل از خود نشان می‌دهید. جالب است که وقتی شما تمرکزتان را از تصور دیگران نسبت به کارتان، به خودِ کار معطوف می‌کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که آنها را تحت تأثیر قرار دهید.

۹. اولویت‌هایتان را مشخص کنید

با وجود ضرب‌العجل‌های مختلف و اولویت‌هایی که مدام در حال تغییر هستند، بسیار حائز اهمیت است که آنچه واقعا برای‌تان مهم است و همچنین دلیل اهمیت آن را مشخص کنید. این کار نیاز به شفاف‌سازی دارد: باید بدانید که چه نقشی در سازمان دارید، اولویت‌های استراتژیک شرکت چیست و اهداف شخصی و نقاط قوت شما چه هستند. یک لیست از اولویت‌هایی گلچین کنید که دارای بیشترین اثر هستند و بیشترین هماهنگی را با اهداف خودتان دارند.


۱۰. اضطراب را متوقف کنید

افرادی که پیش از ارائه، دچار اضطراب و کمبود نفَس می‌شوند، باید سریع اضطراب خود را با طب فشاری کاهش دهند. قرار دادن انگشت شست بر روی انگشت میانی و فشار دادن‌شان به یکدیگر، باعث تنظیم فشار خون‌تان می‌شود.

۱۱. بر روی دیگران اثر بگذارید

حتی اگر مسئول رفتار و دیدگاه‌های خود باشید، همچنان باید با رفتارهای استرس‌زای دیگران کنار بیایید. بهتر است با همکار یا کارمندی که مشکل دارد رو در رو شوید و با لحنی مؤدبانه مشکلش را به وی گوشزد کنید، از اثر این رفتار بر تیم و هر فرد بگویید و از وی بخواهید که تغییر کند. برای مثال، می‌توانید به بدبینی همیشگی این‌گونه اشاره کنید: «وقتی با لحن انتقادی صحبت می‌کنی، بقیه احساس ناراحتی می‌کنند و کمتر تو را به عنوان یک رهبر می‌بینند. من نگرانی تو را درک می‌کنم اما خواهش می‌کنم دغدغه‌هایت را مستقیم به من بگو تا بتوانیم با هم آنها را حل کنیم.» با انتقال مالکیت یک مشکل، راحت‌تر آن را حل‌و‌فصل خواهید کرد.


۱۲. بهترین منتقد خود باشید

حدود ۶۰ هزار فکر هر روز در ذهن شما می‌آید و منفی‌بافی درونی به اندازه‌ی اتفاق‌های بیرونی می‌تواند باعث استرس شود. راه حل این است که به جای اینکه با تندی خود را نکوهش کنید،‌ خودتان را تشویق کنید. افکار تشویقی باعث انگیزه بخشیدن به شما می‌شود تا به موفقیت برسید و حتی باعث می‌شود یاد بگیرید که دیگران را نیز تشویق کنید.

همه موفق ها این شکلی اند

وب‌سایت تک شات: خب، اجازه بدهید با این جمله شروع کنیم که موفقیت نسبی است. افراد تعاریف مختلفی برای موفقیت دارند، پس طبیعی است که این مفهوم کاملا نسبی باشد. حالا اگر نگاهی به رهبران فکری در دنیا بیاندازیم، افرادی که دنیای صنعت را دستخوش تحول کرده اند، آنهایی که بازار محصولی خاص را در دست گرفته و متحول کرده اند و کنترل آن را به میل خود در دست گرفته اند، به روندی مشترک بر می خوریم. در ادامه با ما همراه باشید. این افراد موفق در رشته و حوزه فعالیت خود بسیار متبحر هستند اما در عین حال عامل اصلی موفقیت آنها رویکرد آنها نسبت به کارشان است. در نهایت، این رویکرد است که اجازه میدهد موفقیت از حوزه ای به حوزه دیگر این افراد را همراهی کند.

موفقیت ربطی به سحرخیز بودن، شب زنده داری، قهوه خوردن، انجام کارها به ترتیبی عجیب و نامانوس، استفاده از لامپ های کم مصرف در محل کار، پیاده روی روزانه، مطالعه کتاب در زمینه نوآوری و خلاقیت، شرکت در سمینارها و جلسات، معرفی کسب وکار در شبکه های اجتماعی، معرفی خود به عنوان فردی صاحب اندیشه یا سایر راهکارها که معمولا مورد استفاده قرار می گیرند ندارد. تمام موارد فوق بسیار موثر و کارآمد هستند اما دلیل اصلی موفقیت نیستند.

خصوصیت ویژه مشترک در تمامی افراد موفق این است:

افراد موفق ۱۰۰% اطمینان دارند که چالش پیش روی آنها هر چه که باشد آنها توان غلبه بر آن را دارند و در عین حال ۱۰۰% مشتاقند دانش خود در زمینه های مختلف را نادیده گرفته و به یادگیری مطالب جدید روی آورند و از اظهار عدم اطلاع از دانش یک حوزه بیمی ندارند. این بدین معنی است که افراد موفق آنهایی هستند که از اشتباه کردن نمی هراسند، و آن را بخشی از روند یادگیری می دانند. این افراد به دنبال یادگیری تمام جزییات در حوزه فعالیت خود هستند و هرگز ادعا نمی کنند که همه چیز را می دانند چون هرگز به پایان روند کشف تازه ها باور ندارند.

افراد عادی از اظهار عدم اطلاع می هراسند چرا که آن را نقطه ضعفی برای خود می دانند. در حالیکه این تنها ویژگی است که به افراد اجازه می دهد هر روز در فکر خودسازی و پیشبرد قابلیت های خود باشند که به بهبود حوزه فعالیتشان می انجامد.

11 خصوصیتی که افراد ناموفق دارند

عادات بد چه کوچک و چه بزرگ آزاردهنده اند، گاهی اوقات این عادات بطور جدی میتوانند باعث مختل شدن زندگی و کار شما شوند. البته هیچ فردی کامل نیست و در اغلب موارد عادت های بد منتهی به مشکلات نسبتاً جزئی میشود.
امتیاز خبر: ۹۰ از ۱۰۰ تعداد رای دهندگان ۴۳۱۹
وب‌سایت سخت افزار – سیمین نوربخش: عادات بد چه کوچک و چه بزرگ آزاردهنده اند، گاهی اوقات این عادات بطور جدی میتوانند باعث مختل شدن زندگی و کار شما شوند.
البته هیچ فردی کامل نیست و در اغلب موارد عادت های بد منتهی به مشکلات نسبتاً جزئی میشود. اگر شما یکی از این عادات را دارید و آن را در خود تشخیص میدهید جای نگرانی نیست. اما در موارد شدیدتر این عادات در جاده رسیدن شما به موفقیت موانعی ایجاد کند. با هم نگاهی میندازیم به ۱۱ عادت افراد ناموفق.
1035940_1061
۱٫ دهانشان را بسته نگه میدارند؛ این افراد در تمام مدت ساکتند و از خط خود خارج نمیشوند. سر به زیر بودن ممکن است یک اقدام محافظ کارانه خوب برای حفظ موقعیت شغلی فعلی باشد، اما باعث عقب ماندگی از پیشرفت نیز میشود.

اگر شما فکر میکنید که در محیط اطراف شما، افراد بطور دلسرد کننده ای از ترس اقدامات تلافی جویانه قدرت فعالیت ندارند، آن محیط سالم نیست. اما اگر شما تنها کسی هستید که این مشکل را دارید، پس دلیل آن را در خودتان پیدا کنید.

۲٫ همیشه تأخیر دارند؛ برای همه ممکن است اتفاق هایی بیفتد که باعث تأخیر و بدقولی شود اما تکرار این روند در یک محیط حرفه ای غیرقابل قبول است. تأخیر شما را بی توجه و غیر قابل اعتماد نشان میدهد. مطالعه ای در دانشگاه سان فرانسیسکو نشان داده است که تأخیر با ویژگی های شخصیتی خاصی مانند اضطراب، کنترل نداشتن شخص بر رفتار خود و تمایل به ایجاد هیجان مرتبط است.

۳٫ کینه به دل میگیرند؛ حتما نیاز نیست که شما آدم شادی باشید و از ۱۰۰ درصد افراد اطراف خود راضی باشید.

طبیعی و خوب است که افرادی را در زندگی خود دوست نداشته باشید یا به آنها اعتماد نکنید. اما کینه شدید فقط و فقط باعث اتلاف وقت با ارزش و انرژی شما میشود. حتی مطالعه جدیدی نشان داده است که کینه میتواند اثرات منفی بر سلامت شما داشته باشد. پس یاد بگیرید از بعضی چیزها بگذرید.۴٫ بطور کلی سازگار هستند؛ سازگاری و انطباق یک تاکتیک بقا در دوران مدرسه بوده است، زمانی که شما فر بالغی با یک حرفه خاص هستید نیاز به پیروی ندارید. اهمیت دادن به طرز فکر دیگران و سقوط به چاه با طناب دیگران بدلیل همراهی کردنشان را تمام کنید.  آن کاری را انجام دهید که برای خودتان اهمیت دارد. اگر بخواهید تمام وقتتان را به کارهای دیگران اختصاص دهید هرگز سرپا نخواهید ایستاد.

۵٫ ولخرجی میکنند؛ اگر میل به خرید و خرج کردن پول برای شما سیری ناپذیر است، در دراز مدت دچار مشکلات مالی خواهید شد. صرفه جویی در مصرف پول، برای آینده مالیتان بسیار مهم است. با شناخت عوامل روانی ولخرجی این عادت بد را برای همیشه کنار بگذارید.

۶٫ در کارشان تعلل میکنند؛ تعلل در کار جنبه های منفی زیادی به همراه دارد. بطور جدی با سستی در کار میوانید باعث از دست دادن زمان، پول و مهمتر از آن احترام افرادی که در این کار دخیل هستند شوید.

۷٫ دروغ میگویند؛ این یک مورد کاملاً روشن و درمان آن بسیار ساده است، صادق باشید! خیلی راحت میتوان به دام یک دروغ سقوط کرد و به واسطه ی آن مجبور به اعلام دروغ های بیشتر شد. این عادت را از بین ببرید. داستان های زیادی در مورد افرادی وجود دارد که با دروغ و تقلب راه خود را به سوی پیشرفت هموار کرده اند و موفق شده اند اما این بدان معنی نیست که ما هم باید حتماً با چنین روشی باعث پیشرفت خودمان شویم.۸٫ غُر میزنند؛ شکایت و غر زدن برای برخی از مردم مثل یک ورزش رقابتی است. هرکسی میخواهد با بیشتر غر زدن برنده شود. بعضی اوقات خوب است که نارضایتی های خودتان را اعلام کنید اما دقت کنید آن شخصی نباشید که ۲۴/۷ در حال غر زدن است و هرگز متوقف نمیشود.

۹٫ پل هایشان را میسوزانند؛ گاهی در زندگی لازم است که بعضی از پل ها را بسوزانید، مثلا در صورتی که فردی که در طرف دیگر پل است شخصی زهردار و خطرناک باشد. با این حال این یک مورد استثنا است و یک قانون همیشگی نیست. زمانیکه از مراحل مختلف زندگی و کار خود عبور میکنید، با افرادی که در تماس بوده اید مانند غریبه ها رفتار نکنید. اگر در آینده دوباره با آنها هم مسیر شوید، این موضوع میتواند به طور جدی برای شما دچار مشکل کند.

۱۰٫ نمیتوانند از خودشان مراقبت کنند؛ شما میتوانید تمام موفقیت های جهان را داشته باشید، اما اگر نتوانید سلامتی خود را حفظ کنید، این موفقیت طولانی مدت نخواهد بود. اجازه ندهید که استرس و فشار زندگی باعث غفلت شما از ورزش و غذای سالم و از همه مهمتر باعث غفلت از خودتان شود. دیر یا زود این انتخاب ها گریبان شما را خواهند گرفت و ممکن است زندگی شما را از خط خارج کنند.

۱۱٫ زبان بدن خوبی ندارند؛ زبان بدن یا همان Body Language نشان دهنده تفاوت بزرگ مردم در درک کردن شما است.

اغلب آنچه که بطور شفاهی نشان داده میشود مهمتر از حرف است. به همین دلیل است که زبان بد نامناسب مانند تماس چشمی ضعیف و یا نادرست ایستادن به شما آسیب میزند. با زبان بدن نامناسب شما میتوانید فرصت های مناسب خود را حتی قبل از آنکه دهان باز کنید، خراب کنید.

نقشه راه فرزند پروری

رابرت بلای، روانکاو یونگی، معتقد است همه ما در زندان روان پدر و مادرمان زندگی می‌کنیم. ما زندگی را از تعاریفی که آن‌ها از زندگی می‌کنند می‌فهمیم. وقتی بزرگ می‌شویم به تصور این‌که بزرگ شده‌ایم یا با دیدگاه‌های آن‌ها یا شدیدا مخالفت می‌کنیم، یا دیدگاه‌های آن‌ها را در حد پرستش دنبال می‌کنیم، و یا سعی می‌کنیم دور و بر کارهایی که آن‌ها کرده‌اند نرویم. اما هر سه روش غلط است!
وقتی شما برای ادامه مسیر زندگی‌تان سراغ هر یک از این انتخاب¬ها می‌روید به مرور زمان دچار افسردگی، احساس نارضایتی از زندگی و سختی خواهید شد. این انتخاب‌ها شما را از رسیدن به خود واقعی‌تان دور خواهد کرد.
بنابراین شما به عنوان پدر و مادر قبل از هر اقدام تربیتی باید فورا روان خود را تحلیل کنید تا ببینید:
– منشاء رفتارهایی که نام آن را تربیت درست و خط مشی درست در زندگی گذاشته¬اید کجاست و منشا چه مشکلاتی در آینده  فرزند شما خواهد بود؟
– پدر و مادر خوب بودن چه آسیب‌های جبران ناپذیری را بر زندگی فرزندان‌مان می‌زند؟
– پدر و مادری که با فاصله با فرزندان خود رفتار می‌کنند چه تقدیری را برای آن¬ها رقم خواهند زد؟
بنا به گفته رابرت جانسون، روانکاو یونگی، همه ما اگر تحلیلی از گذشته خود نکنیم زنجیروار مشکلات رفتاری خودمان را به نسل بعدی منتقل خواهیم کرد. پس بیایید کاری کنیم تا هم خودمان به زندگی برسیم هم فرزندان‌مان را از زندان روان‌مان خارج کنیم و بگذاریم آن ها هم از هوای آزاد تنفس کنند.
یادآوری مهم: با توجه به این که موضوع تاثیر پدر و مادر در سرنوشت خوب یا بد”پسران” و”دختران” دو مجموعه جداگانه است با توجه به نوع جنسیت فرزندتان در تهیه آن دقت فرمایید.

این کارها را در 30 سالگی انجام ندهید

معمولا سن ۲۰ سالگی و شور هیجان جوانی زمانی برای کشف خود و دنیای اطراف محسوب می شود. اما با ورود به ۳۰ سالگی ریسک پذیری افراد کاهش پیدا می کند و بیشتر به دنبال برنامه ریزی و ساخت آینده ای مطمئن می گردند.
امتیاز خبر: ۹۲ از ۱۰۰ تعداد رای دهندگان ۸۴۸۰

وب سایت zoomit – علی قدس: معمولا سن ۲۰ سالگی و شور هیجان جوانی زمانی برای کشف خود و دنیای اطراف محسوب می شود. اما با ورود به ۳۰ سالگی ریسک پذیری افراد کاهش پیدا می کند و بیشتر به دنبال برنامه ریزی و ساخت آینده ای مطمئن می گردند.

856521_2201

بازه سنی ۳۰ تا ۴۰ سالگی برای خیلی از افراد فاصله مهمی تلقی می شود. در این سن افراد به یک شغل پایدار رسیده اند و درگیر روابط عاطفی و احتمالا تشکیل خانواده می شوند. البته در بیشتر افراد این بازه سنی همراه با مسئولیت ها شغلی می شود و از خیلی کارهای دیگر نظیر خانواده و تفریح شخصی جا می مانند و در ادامه زندگی خود با حسرت به آن روز ها نگاه می کنند. در ادامه با ۸ فعالیتی آشنا می شوید که افراد موفق در دهه چهارم از زندگی خود انجام نداده اند.

۱. هدف خود را از دست نمی دهند

معمولا هر فرد با رفتن به دانشگاه و شروع تحصیلات کارشناسی، اهداف متعددی را برای خود ترسیم و بعد از فارغ التحصیلی سعی در پیگیری آن ها دارد. خیلی از این افراد نیز در رسیدن به هدف خود موفق می شوند و در سن ۳۰  سالگی به کار و ثروت خوبی دسترسی پیدا می کنند. اما تلاش ها نباید در این نقطه ختم شوند. هیچ وقت برای پیدا کردن هدف متوقف نشوید چرا که هدف نداشتن به معنای حرکت در دوری باطل در زندگی است.

۲٫  برای آینده پس انداز نمی کنند

اگر در ۲۰ سالگی به دنبال خرج کردن و خرید کالاهای لوکس و گران قیمت هستید اهمیتی ندارد. اما با بزرگ تر شدن باید به آینده هم فکر کرد و روحیه ای محافظه کارانه تر گرفت. احتمالا با بالا رفتن درآمد ماهیانه خود به سمت خریدهای بیشتر پیش خواهید رفت؛ این رفتار باعث می شود که کل سرمایه شما خرج شود و سرمایه گذاری برای آینده نداشته باشید.

۳٫  اهمیت بیش از اندازه به آینده نمی دهند

دوران بیست سالگی با تمام دیوانگی هایش خیلی زود تمام می شود و باید برای آینده برنامه ریزی کرد. هدف گذاری نکته ای مثبت است ولی هیچ فردی نمی تواند آینده  را پیش بینی کند. پس صبر کنید و به جایی اینکه مدام به خود استرس وارد کنید و رفتاری وسواس گونه نسبت به برنامه های خود داشته باشید، کمی از زندگی حال لذت ببرید .

۴٫ زندگی شخصی خود را رها نمی کنند

مسلما با افزایش سن و به خصوص قرارگیری در سی و چند سالگی به کار وابسته تر خواهید شد و مسئولیت های شما در محیط کاری افزایش می یابد. اما افراد موفق خودشان را محصور در زندان کار نمی بینند و خانواده بخش مهمی از زندگی آن ها است. پس فقط کار نکنید! با بالا رفتن سن تشکیل خانواده و درگیری در یک رابطه عاطفی سخت تر از قبل خواهد شد.

۵٫ خانواده خود را رها نمی کنند

پدر و مادر همواره حامی فرزندان خود هستند، چه این فرزندان موفق و چه ناموفق باشند. نباید فراموش کرد که خانواده  تان در کنار شما پیر خواهند شد و گرفتاری کاری مختص شما نیست. با مطالعه خیلی از افراد متوجه خواهید شد که یکی از حسرت های بزرگ زندگی  آن ها نبود پدر و مادر است. پس در کنار زندگی پرمشغله کاری خود با اولیای خود نیز مهربان تر باشید و اوقات بیشتری را به آن ها اختصاص دهید. شاید رمز موفقیت خیلی از افراد توجه آن ها به خانواده باشد.

۶٫ بی توجهی به سلامت

افراد موفق به خوبی می دانند که کار کردن آن ها و ادامه راه موفقیت نیاز به بدنی سالم دارد. بنابراین به جای اینکه خود را درگیر کار کنند، در برنامه های روزانه  به ورزش و استراحت زمانی مناسب اختصاص می دهند و به دنبال تغذیه سالم می گردند.

۷٫ برنامه ریزی نداشتن برای تشکیل خانواده

مسلما بچه دار شدن یکی از بزرگ ترین تصمیمات و متعاقبا یکی از بزرگ ترین اتفاقات زندگی هر فردی به حساب می آید. خیلی از افراد به دلیل کار و مسئولیت های زیادی که سر کار دارند ترجیح می دهند که بچه دار نشوند و شاید اصلا خانواده ای تشکیل ندهند. اما تا چه اندازه این تصمیم درست است؟

تجربه افراد موفق نشان می دهد که خیلی از این افراد برای خانواده و بچه دار شدن اصلا برنامه ریزی دقیقی نکرده بودند و حتی بعد از به دنیا آمدن فرزند کسب و کار به نسبت موفق تری داشتند. انگار فرزند به منبع الهام برای صاحبان کسب و کار تبدیل می شود.

856523_5681
استراحت در برنامه کاری

۸. استراحت را از برنامه خود حذف نمی کنند

چون در ۲۰ سالگی قرار ندارید که نباید دست از تفریح برداشت. خیلی از افراد تمام زندگی خود را به دنبال هدف و پول بی وقفه دویده اند، اما با نگاه به پشت سر خود از نبود تفریح و شادمانی حسرت می خورند. بنابراین به جای آن که تمام وقت خود را صرف کار کنید کمی هم برای خود استراحت در نظر بگیرید؛ به سفر بروید و تجربه های جدید کسب کنید.