چطوری خوش عکس باشیم؟

من عکاس نیستم. استایلیست نیستم. فتوشاپ کار هم نیستم. این مقاله در مورد لنز و نور و زاویه عکاسی نیست. این مقاله در مورد چی بپوشید، چه رنگی بپوشید و یا چطوری آرایش کنید، نیست. این مقاله در مورد ترفندهای فتوشاپ برای رفع ایرادهای چهره هم نیست. این مقاله در مورد خودتان است، در مورد خود شما: سوژه اصلی عکس.

 

بعضی افراد شکایت دارند بسیار بدعکس هستند. من یکی از همان افراد بودم. قیافه من معمولی است. انتظار نداشتم عکسی شبیه به مرلین مونرو ازم دربیاید، ولی آخه عکس اینقدر داغون؟! نه تنها خودم بلکه بقیه هم از بدعکسی من متعجب می‌شدند.

 

آنقدر بدعکس بودم که بدم می‌آمد ازم عکس بگیرند. آن موقع ها ما با ذوق و شوق عکس می‌گرفتیم و باید صبر می‌کردیم حلقه ۲۴ تایی فیلم تمام شود، بعد عکس را ظاهر می‌کردیم. یک ماه بعد از مهمانی، سفر و … عکس مثل لولو سرخرمن خودم را می‌دیدم!

 

من دلم می‌خواست خوش عکس باشم. دلم می‌خواست بتوانم عکس خودم را به دیگران نشان بدهم. به همین دلیل شروع کردم به پیدا کردن راه خوش عکس شدن. تا این که بالاخره راز خوش عکسی را کشف کردم.

 

فهمیدم من از دوربین می‌ترسم و هروقت دوربین می‌بینم سعی می‌کنم از آن فرار کنم. به دوربین اخم می‌کنم. سرم را کج می‌کنم تا بخش کمتری از صورتم در عکس ظاهر شود. یک طرف دیگر را نگاه می‌کنم. انگار اگر به دوربین محل نگذارم، او هم به من محل نمی‌گذارد و عکس مرا ثبت نمی‌کند!

 

متوجه شدم باید ترسم از دوربین بریزد. هرقدر بیشتر از عکس گرفتن بدم بیاید و از دوربین فرار کنم، بدعکس تر می‌شوم. خوشبختانه الان دوربین‌ها دیجیتال است و شما می‌توانید بدون نگرانی ۱۰۰ تا عکس بگیرید و همان موقع همه‌شان را تماشا کنید. لازم نیست یک ماه منتظر نتیجه کار باشید.

 

تمرین آشتی با دوربین عکاسی را آغاز کردم. لباس خوب می‌پوشیدم، سر و ضعم را مرتب می‌کردم از خواهرم خواهش می‌کردم ۳۰-۴۰ تا عکس پشت سرهم ازم بگیرد.  من هم در عوض برای او چنین کاری انجام می‌دادم. این تمرین عکس گرفتن خیلی خوشایند بود، چون دو تا خواهر بودیم و هرطوری دلمان می‌خواست ژست می‌گرفتیم. کم کم جو ما را گرفته بود و مثل مدلها و هنرپیشه‌ها ژست می‌گرفتیم و اطوار می‌ریختیم. خودمان دو تا بودیم دیگه. کسی ما را یا عکس‌های ما را نمی‌دید.

 

بعد عکسها را بررسی می‌کردیم تا ببینیم در کدام خوشگل شده‌ایم. چه کار کرده‌ایم؟ چه ژستی گرفته‌ایم؟ صورت آدمها از بعضی زاویه‌ها زیباتر است. مدل‌ها و آدمهای خیلی خوشگل این موضوع را بخوبی می‌دانند و معمولاً همان زاویه خوشگل، صورتشان را به دوربین عرضه می‌کنند.

 

اگر بدعکس هستید، یک خانم دیگر که احساس میکند بدعکس است، پیدا کنید و با هم تمرین کنید. آنقدر عکس بگیرید که ترستان از دوربین بریزد و زاویه زیبای صورتتان و ژست مناسبتان را کشف کنید.

 

معمولاً لبخندی که قدری دندان را نشان بدهد، صورت را زیبا می‌کند. معمولاً مشتاقانه و با محبت به دوربین نگاه کردن، شما را زیباتر می‌کند. قبل از عکس گرفتن به چیزهای خوب فکر کنید تا انرژی مثبت اندیشی، صورتتان را زیبا کند. قبل از عکس گرفتن به آینه نگاه کنید. صورت و سرو وضعتان را چک کنید. بعد با خیال راحت عکس بگیرید.

 

بعضی آدمها خودخواه هستند و حاضر نیستند از شما عکس بگیرند. فقط دوست دارند شما از آنها عکس بگیرید، از بس که خودشیفته هستند. از آنها نخواهید از شما عکس بگیرند، چون آنقدر ازتان ایراد می‌گیرند که ته مانده اعتماد به نفستان را می‌خشکانند. از اول قرار بگذارید که هر دو نفر به تعداد مساوی از هم عکس بگیرید.

 

پس راز اصلی خوش عکس شدن، زیاد جلوی دوربین ایستادن و عکس گرفتن و پیدا کردن زاویه مناسب و ژست مناسب است.

 

بروید به طرف خوش عکس شدن. ببینم چه می‌کنید!

چرا جهان وجود دارد ؟

تا به حال فکر کرده‌اید که چرا جهان وجود دارد؟ به این اندیشه کرده‌اید که گیتی چرا و چگونه بوجود آمده است؟ آیا جهان ما یگانه است یا جهان‌های دیگری هم وجود دارد؟ اصلا قبل از مهبانگ چه وجود داشته است؟ به طور کلی آیا کیهان می‌توانست وجود نداشته باشد؟ هزاران سال است که دانشمندان و فیلسوف‌های مختلف در سراسر جهان به موضوعات این‌چنینی فکر کرده‌اند. تقریبا در هر تمدن و هر فرهنگی مردم سعی کرده‌اند پاسخی برای این پرسش بنیادین، که چرا جهان وجود دارد پیدا کنند. بسیاری از تمدن‌ها به اسطوره‌ها متوسل شده‌اند و بسیاری دیگر آن را بی‌پاسخ رها کرده‌اند. واقعیت این است که هم‌اکنون نیز پاسخ شفافی برای آن نداریم. در حقیقت باید گفت که علم امروزی ما خیلی خوب نمی‌تواند به آزمایش فرضیه‌هایی که در این‌باره داده می‌شود، بپردازد. با این حال چند سالی است که بعضی از فیزیک‌دان‌ها و کیهان‌شناسان، سعی کرده‌اند پاسخی علمی و مستدل به آن بدهند. پاسخی که می‌تواند با دانش ناچیز فعلی بشر، تا حدودی قانع کننده باشد.

World_Main

فیزیک‌دان‌ها و کیهان‌شناسان معتقدند که امروز تا حد زیادی از تاریخچه‌ی کیهان می‌دانند و قوانین فیزیک حاکم بر آن را می‌شناسند. آن‌ها می‌گویند که ممکن است این مقدار دانش و اطلاعات، بتواند سرنخ‌هایی از چرایی بوجود آمدن کیهان به آن‌ها بدهد. البته پاسخی که آن‌ها به این پرسش بزرگ می‌دهند، به شدت مناقشه برانگیز است. دانشمندان می‌گویند که کیهان از «هیچ» بوجود آمد. یک «هیچ» و «خلاء» ناپایدار. این نظریه ممکن است خیلی عجیب به نظر برسد. حتی شاید آن را فقط داستان علمی-تخیلی دیگری درباره‌ی پیدایش جهان بپنداریم. ولی فیزیک‌دان‌ها می‌گویند که این ایده، بر اساس دوتا از قوی‌ترین نظریه‌های علم، یعنی «مکانیک کوانتم» و «نسبیت عام» شکل گرفته است.

ذراتی از دل فضای تهی

نخست بهتر است نگاهی به مکانیک کوانتم بیندازیم. مکانیک کوانتم شاخه‌ای از علم فیزیک است که به مطالعه‌ی دنیای بسیار ریز زیر اتمی می‌پردازد. مکانیک کوانتم از جمله موفق‌ترین نظریه‌های دنیای علم است و پایه و اساس الکترونیک امروزی ما را ساخته است. مکانیک کوانتم به ما می‌گوید که در کیهان چیزی به نام فضای تهی وجود ندارد. حتی خالص‌ترین انواع خلاء نیز مقدار زیادی ذره و پاد ذره دارند. ذره‌ها و پادذره‌هایی که در عرض یک چشم به هم زدن بوجود می‌آیند و از بین می‌روند. این ذرات آن‌قدر عمر نمی‌کنند که بتوان آن‌ها را مستقیم مشاهده کرد،‌ ولی با اثر ثانویه‌‌ای که برجای می‌گذارند، می‌توانیم بفهمیم که وجود دارند.
مکانیک کوانتم به ما می‌گوید که حتی در خلاء کامل هم ذره‌ها و پادذره‌هایی در عرض یک چشم به هم زدن بوجود می‌آیند و از بین می‌روند.

مکانیک کوانتم به ما می‌گوید که حتی در خلاء کامل هم ذره‌ها و پادذره‌هایی در عرض یک چشم به هم زدن بوجود می‌آیند و از بین می‌روند.

اگر از دنیای زیراتمی خارج شویم و بخواهیم به توصیف ساختارهای بسیار بزرگ عالم مثل کهکشان‌ها و خوشه‌های کهکشانی بپردازیم، باید مکانیک کوانتم را کنار بگذاریم و به سراغ نظریه‌ی نسبیت عام برویم. نسبیت عام، دستاورد بزرگ آلبرت انشتین است و به ما نشان می‌دهد که فضا، زمان و گرانش چگونه در ساختارهای بزرگ عالم با یکدیگر در ارتباط هستند. نسبیت عام نظریه‌ای کاملا متفاوت از مکانیک کوانتم است و تا به حال هیچ‌کس نتوانسته این دو را به صورت یکپارچه توضیح دهد. با این حال، بعضی از دانشمندان توانستند هر دو را برای توضیح بعضی مسائل مشخص به کار گیرند. مثلا استیفن هاوکینگ، دانشمند مشهور انگلیسی، از این دو برای توضیح و توصیف کارکرد سیاه‌چاله‌ها استفاده کرد.

یکی از چیز‌هایی که دانشمندان از به کارگیری نظریه‌های نسبیت و مکانیک کوانتم فهمیدند این بود که وقتی نظریه‌ی کوانتم در فضا اعمال می‌شود، فضا دچار ناپایداری می‌گردد. حباب‌های فضا-زمان، درست مثل ذره‌ها و پاد ذره‌ها، می‌توانند در خلاء به صورت خودبخودی بوجود آیند و از بین بروند. به نوعی می‌توان گفت که فضا، حتی در تهی‌ترین شکل ممکن، کاملا خالی نیست و حباب‌های ریز فضا-زمان می‌توانند در آن به یکباره پدیدار شوند. در حقیقت اگر فضا و زمان کوانتمی شوند، می‌توانند نوسان کنند. «الکساندر ویلنکین» (Alexander Vilenkin) از دانشگاه تافتس در بوستون می‌گوید: «در فیزیک کوانتم، اگر اتفاقی ممنوع نباشد، حتما با احتمالی بیشتر از صفر رخ می‌دهد.»
بعضی از دانشمندان می‌گویند که جهان می‌تواند از «هیچ» بوجود آمده باشد.

بعضی از دانشمندان می‌گویند که جهان می‌تواند از «هیچ» بوجود آمده باشد.

جهانی پر از حباب‌

بنابراین این فقط ذره‌ و پادذره‌ نیست که می‌تواند از هیچ بوجود آیند. حباب‌های فضا-زمان هم می‌توانند از هیچ پدیدار شوند. با این حال، اینکه یک حباب فضا-زمان بسیار ریز تبدیل به کیهانی فوق‌العاده عظیم که بیش از ۱۰۰ میلیارد کهکشان را در خود جای داده شود، تا حدی عجیب به نظر می‌رسد. سوال این‌جاست که چرا حباب فضا-زمانی که بوجود آمد، خیلی سریع و در عرض یک چشم به هم زدن دوباره ناپدید نشد؟

باید گفت یک راه وجود دارد که حباب فضا-زمان از بین نرود و باقی بماند. منتها این بقا نیازمند پدیده‌ای به نام «انبساط کیهانی» است. اکنون بیشتر فیزیک‌دان‌ها اعتقاد دارند که کیهان از «مهبانگ» (Big Bang) بوجود آمده است. بدین معنی که زمانی کل ماده و انرژی جهان در نقطه‌ای بسیار ریز جمع شده بوده و به ناگهان با انفجاری بزرگ تبدیل به جهان کنونی شده است. نخستین بار زمانی نظریه‌ی مهبانگ مطرح شد که دانشمندان فهمیدند کهکشان‌ها در حال دور شدن از یکدیگر هستند و جهان در حال انبساط است. بنابراین نتیجه گرفتند که اگر فیلم انبساط را بالعکس کنند، با انقباض مواجه می‌شوند و اینکه کیهان به یک نقطه‌ی آغاز می‌رسد.

نظریه‌ی انبساط کیهان بیان می‌کند که بلافاصله پس از وقوع مهبانگ، جهان خیلی سریع و برق‌آساتر از لحظات بعد منبسط شد. این مفهوم غیر عادی، را نخستین بار «آلن گوث» (Alan Guth) از انستیتوی فناوری ماساچوست در دهه‌ی ۸۰ میلادی مطرح کرد و بعدا «آندره لیند» (Andrei Linde) از دانشگاه استنفورد اصلاحاتی روی آن انجام داد. ایده این‌ است که در کسری از ثانیه پس از وقوع مهبانگ، حباب بسیار ریز کوانتمی فضا-زمان با سرعتی فوق‌العاده زیاد منبسط شد. در زمانی بسیار بسیار کوتاه،‌ اندازه‌ی آن که از هسته‌ی اتم کوچک‌تر بود، به ابعاد یک دانه‌ی شن رسید. پس از این مرحله، سرعت انبساط کاهش یافت و میدان نیرویی که آن را بوجود آورده بود، به ماده و انرژی که جهان امروز را پر کرده‌اند، تبدیل شد. هرچند که خیلی عجیب و غریب به نظر می‌رسد، ولی نظریه‌ی انبساط کاملا با واقعیت‌ جور در می‌آید. مثلا، این به خوبی پاسخ می‌دهد که چرا تابش مایکرویو زمینه‌ی کیهانی، که در حقیقت تابشی باقی‌مانده از زمان مهبانگ است، در تمام آسمان به صورت یکدست پخش شده است. اگر جهان خیلی سریع منبسط نشده بود، ما باید تابشی غیر همگن را در آسمان مشاهده می‌کردیم.
حباب‌های فضا-زمان می‌توانستند به صورت خودبخودی از خلاء ناپایدار بوجود آیند و یکی از آن‌ها به شکل جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، منبسط شود.

حباب‌های فضا-زمان می‌توانستند به صورت خودبخودی از خلاء ناپایدار بوجود آیند و یکی از آن‌ها به شکل جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، منبسط شود.

جهان همگن

انبساط، ابزار سنجشی که کیهان‌شناسان برای تعیین هندسه‌ی کیهان نیاز داشتند را به آن‌ها داد. این برای فهمیدن چرایی بوجود آمدن جهان مهم است. نظریه‌ی نسبیت عام انشتین به ما می‌گوید فضا-زمانی که در آن زندگی می‌کنیم، می‌توانست در سه شکل متفاوت بوجود آمده باشد. ۱. فضا-زمان می‌تواند کاملا تخت باشد. ۲. فضا زمان می‌تواند به صورت سطحی از یک کره به داخل خمیده باشد. ۳. فضا-زمان می‌تواند به صورت سطحی مثل زین اسب، به خارج خمیده باشد. واقعا فضا-زمان چه شکلی است؟

یک راه برای فهمیدن آن وجود دارد، حتما از کلاس ریاضی به یاد دارید که مجموع اندازه‌ی زوایای یک مثلث، ۱۸۰ درجه است. اگر معلم شما قرار بود اطلاعات بیشتری به شما بدهد،‌ باید می‌گفت که این گزاره فقط بر روی یک سطح صاف و مثلث دو بعدی صحیح است. اگر بر روی سطح یک توپ، مثلثی بکشید، مجموع اندازه‌ی زوایای آن بیش از ۱۸۰ درجه می‌شود. در سوی مقابل، اگر مثلث را بر سطح زین یک اسب که به بیرون خمیدگی دارد بکشیم،‌ مجموع اندازه‌ی زاویه‌ها کمتر از ۱۸۰ درجه می‌شود. بنابراین برای اینکه بفهمیم فضا-زمان یا در واقع همان کیهان تخت است یا خیر، باید اندازه‌ی زاویه‌های یک مثلث خیلی بزرگ را اندازه بگیریم. این دقیقا جاییست که دوباره انبساط عالم خود را نشان می‌دهد. انبساط، میانگین ابعاد مناطق گرم‌تر و سردتر در پرتوی زمینه‌ی کیهانی را تعیین کرد. دمای این مناطق در سال ۲۰۰۳ اندازه‌گیری شد و در نتیجه به ستاره‌شناسان، انتخاب‌هایی از مثلث‌های بزرگ کیهانی داد. در نتیجه، ما اکنون می‌دانیم که کیهان قابل دیدن ما، تخت است.

بعدا مشخص شد که تخت بودن جهان اهمیت خیلی زیادی دارد. به این دلیل که فقط یک جهان تخت می‌تواند از «هیچ» بوجود آید. هرچه که اکنون وجود دارد، از ستاره‌ها گرفته تا کهکشان‌ها و نوری که می‌بینیم، باید از جایی آمده باشد. ما اکنون می‌دانیم که ذرات، از سطوح کوانتمی بوجود می‌آیند، بنابراین می‌توانیم انتظار داشته باشیم که ذرات کمی در جهان اولیه وجود داشته‌اند. این درحالیست که برای ساختن این همه ستاره و سیاره، انرژی خیلی زیادی نیاز است.
برای اینکه جهان از نیستی بوجود آمده باشد، هندسه‌ی فضا-زمان حتما باید تخت باشد.

برای اینکه جهان از نیستی بوجود آمده باشد، هندسه‌ی فضا-زمان حتما باید تخت باشد.

کیهان این همه انرژی را از کجا آورد؟ در حقیقت اصلا لازم نیست این انرژی را از جایی آورده باشد. بدین دلیل که همه‌ی اجرام کیهان، دارای گرانش هستند و می‌توانند دیگر اجرام را به سمت خود جذب کنند. گرانش با همه‌ی ماده‌ای که در کیهان وجود دارد به تعادل رسیده‌ است. این تا حدودی شبیه به ترازوهای قدیمی به نظر می‌رسد. شما می‌توانید یک وزنه‌ی سنگین در یک طرف قرار دهید و سپس با قرار دادن وزنه‌ی دوم در طرف دیگر، تعادل را برقرار کنید. در مورد جهان، ماده در یک طرف ترازو و گرانش در طرف دیگر آن قرار می‌گیرد تا تعادل برقرار شود. فیزیک‌دان‌ها حساب کرده‌اند که در یک جهان تخت، انرژی ماده دقیقا با انرژی گرانشی که جرم را بوجود می‌آورد، همسنگ است. با این حال این فقط در یک جهان تخت صادق و برقرار است. اگر جهان خمیده بود، تعادل بین این دو وزنه برقرار نمی‌شد.

جهان‌های موازی

با این اوصاف، بوجود آمدن جهان آسان به نظر می‌رسد. مکانیک کوانتم به ما می‌گوید که «خلاء» به صورت ذاتی ناپایدار است. بنابراین جهش از نیستی به هستی، اجتناب‌ناپذیر است. وقتی از خلاء و نیستی، یک حباب ریز فضا-زمان بوجود می‌آید، این حباب می‌تواند از بین نرود، منبسط شود و جهان بزرگ ما را بوجود آورد. آن‌طور که «لاورنس کراوس» (Lawrence Krauss) از دانشگاه آریزونا در تمپ می‌گوید: «قوانین فیزیک، اینکه جهان از هیچ بوجود آمده را برای ما ملموس می‌کند. این قوانین می‌گویند که جهان از نیستی کامل بوجود آمده است.»
جهان ما شاید یکی از بی‌شمار دنیاهایی باشد که با همین ناپایداری کوانتمی بوجود آمده‌اند.

جهان ما شاید یکی از بی‌شمار دنیاهایی باشد که با همین ناپایداری کوانتمی بوجود آمده‌اند.

ولی چرا این اتفاق فقط برای یک بار رخ داد؟ چرا فقط یکی از حباب‌های فضا-زمانی که از نیستی بوجود آمده بود رشد کرد و به یک کیهان بزرگ تبدیل شد؟ چه چیزی از تبدیل دیگر حباب‌های ریز فضا-زمان به جهان‌هایی دیگر جلوگیری کرد؟ لیند یک ایده‌ی جالب و تفکر برانگیز دارد. او می‌گوید که احتمالا باز هم جهان‌هایی از حباب‌های فضا-زمان بوجود آمده‌اند و این رویه همچنان ادامه دارد. در حقیقت به غیر از جهان ما، بیشمار دنیای دیگر می‌تواند وجود داشته باشد. جهان ما می‌تواند یکی از شن‌های ساحلی بی‌انتها باشد. این‌ دنیاها ممکن است کاملا با کیهان ما تفاوت داشته باشند. جهان همسایه، ممکن است به جای سه بعد، دارای پنج بعد فضا باشد. ممکن است در آن‌جا، گرانش ده برابر قوی‌تر یا هزاران برابر ضعیف‌تر باشد. شاید هم اصلا آن‌جا گرانش وجود نداشته باشد. ممکن است ماده به طور کلی از ذراتی متفاوت تشکیل شده باشد.

ارتباط رنج و شادی با سرنوشت شما

آنچه رنج و شادی را بدان مرتبط می کنید سرنوشت شما را می سازد.

 

هر کدام از ما الگوی رفتاری خاصی را آموخته و به کار بسته ایم که از طریق آن خود را از رنج به درون شادی بیفکنیم. برخی با کشیدن سیگار، پرخوری عصبی یا سو استفاده کلامی از دیگران به این مهم دست پیدا می کنند. برخی دیگر راه را در ورزش کردن، گفتگو، یادگیری، کمک به دیگران و یا ایجاد تحول در روشی یافته اند.

الگوهای شما برای پرهیز از رنج و برخورداری از شادی چیست؟ این الگوها تا به امروز چگونه زندگی شما را رقم زده اند؟ فهرستی از این شیوه ها تهیه کنید. زمانی که می خواهید احساس بهتری داشته باشید، تلویزیون نگاه می کنید؟ سیگار می کشید؟ می خوابید؟ چه راه های مثبت تری برای گریز از رنج و رسیدن به شادی می شناسید؟

 

برگرفته از: کتاب ۳۶۵ گام بلند موفقیت – آنتونی رابینز – انتشارات دویار

?فواید خندیدن چیست؟

?خنده فشار خون را کم می کند.

?خنده باعث طولانی شدن عمر می شود.

?خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد.

?خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند.

?خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده، ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می کند.

?خنده هورمون سوروتونین را افزایش داده و باعث احساس سرخوشی در انسان می شود.

?خنده تعداد ضربان قلب را تنظیم می کند.

?خنده باعث شفاف شدن پوست صورت می شود.

?خنده قدرت یادگیری را افزایش می دهد.

?خنده از بیماریهای زخم معده و اثنی عشر جلوگیری می کند.

?خنده در پیشگیری از سکتۀ قلبی و سکتۀ مغزی بسیار مؤثر است.

?خنده چروک صورت را ازبین می برد.

?خنده باعث افزایش اندرفین مغز می شود و باعث احساس سرخوشی و شادی می شود.

?خنده باعث رفع خستگی می شود.

?خنده بهترین دارو برای درمان افسردگی است.

?خنده با بازدم انجام می شود و این کار باعث خارج شدن CO2 از خون می شود و احساس مطلوبی ایجاد می کند.

?خنده نوعی تخلیۀ روانی بوده و تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می سازد

پس
همیشه بخند
دوست من?ــــ

تاثیرات منفی استرس و اضطراب

استرس و اضطراب می تواند چه تاثیرات منفی روی افراد مختلف بگذارد و موجب چه آسیب هایی به اعضای بدن ما شود!

در این مطلب به شما خواهیم گفت زمانی که موقع استرس و تنش های روحی، ناخن ها یا لثه هایتان را می جویید و آرامش درونی تان از بین می رود، چه بلایی بر سر ارگان های بدن می آید و چه اعضایی بیشترین آسیب را تحمل می کنند.

استرس ارمغان زندگی مدرن
مدرنتیه به نیت آسان کردن زندگی بشری ظهور یافت. البته به هدف خود نیز رسید، اما در عوض باری بر دوش آدمی نهاد به نام استرس!

هر چه زندگی مدرن در سایه ی مدرنیته شتاب بیشتری می گیرد، استرس ها و تنش های روحی نیز افزایش می یابد، تا جایی که گاهی کنترل این تنش ها برای انسان غیرممکن می شود.

مسئله ی نگران کننده این است که اکثر افرادی که از استرس زیاد رنج می برند توجهی به این وضعیت ندارند و در نهایت سلامتی شان را با عواقب جدی روبه رو می سازند.

نتایج پژوهشی که در انجمن روانشناسی آمریکا APA انجام شده است نشان می دهد ۴۰ درصد افراد بزرگسالی که از استرس رنج می برند، دچار مشکلات و اختلالات خواب هستند. حتما خودتان از عواقب جدی کم خوابی مطلع هستید.

علاوه بر این استرس اندام هایی را تهدید می کند که ضعف آنها کیفیت زندگی فرد را پایین می آورد. در واقع استرس از پوستتان گرفته تا ریه ها، قلب و روده هایتان را درگیر می کند.

استرس دشمن پوست
حتما خودتان تا کنون متوجه شده اید، زمانی که دچار استرس و تنش می شوید، پوستتان کدر شده و طراوت خود را از دست می دهد.

فشارهای روحی و استرس شرایطی را فراهم می سازد که بدن در معرض واکنش های التهابی قرار بگیرد. این مسئله نیز باعث مسدود شدن منافذ پوستی می شود.

در این صورت نیز پوست قرمز شده و محل تجمل سبوم و چرک می شود. به طور خلاصه، استرس سلامت پوست را به خطر انداخته و یکی از عوامل اصلی بروز آکنه محسوب می شود.
تجمع هورمون های استرس در بدن باعث تخریب سلول های کبدی می شود. در نتیجه کبد ضعیف شده و در معرض بیماری قرار می گیرد

استرس دشمن ریه ها
ریه ها جزو ارگان های حیاتی و البته حساس هستند. نتایج پژوهشی که در دانشگاه سائوپولو انجام شده است نشان می دهد که بین استرس و بیماری آسم ارتباط وجود دارد.

ریه ها زمانی مریض می شوند که عملکرد آنها تحت تاثیر استرس و تنش های روحی دچار اختلال شود و نتوانند به طور موثر در برابر عوامل خارجی عکس العمل نشان دهند.

احتمالا برای خودتان نیز پیش آمده است زمانی که دچار استرس می شوید نمی توانید به درستی نفس بکشید.

اگر بدن تان در معرض استرس مزمن و طولانی مدت باشد، ریه ها آسیب بیشتری می بینند.

استرس دشمن قلب
قرار گرفتن طولانی مدت و دائمی با تنش و فشارهای روحی باعث می شود که استرس زیاد شده و میزان کلسترول، فشار خون و همچنین تری گلیسیرید خون افزایش پیدا کند.

متخصصان آمریکایی بر این عقیده هستند افرادی که تحت استرس طولانی مدت و مزمن هستند، با اختلال در ضربان قلب مواجه می شوند.

در نتیجه اگر می خواهید قلبی آرام داشته باشید، استرس هایتان را کنترل کنید.

استرس دشمن چشم ها
نتایج پژوهش های محققان اروپایی نشان می دهد که فشار روحی و جسمی زیاد می تواند باعث بروز لرزش و ارتعاشاتی در ناحیه چشم ها می شود. این مسئله نیز باعث بروز تحریکاتی در عضلات کوچکی می شود که وظیفه ی بالا بردن پلک ها را دارند.

علاوه بر این، استرس باعث بروز التهاب چشم و تاری دید می شود.

استرس دشمن کبد
تجمع هورمون های استرس در بدن باعث تخریب سلول های کبدی می شود. در نتیجه کبد ضعیف شده و در معرض بیماری قرار می گیرد.

استرس دشمن مغز
استرس و فشارهای روحی باعث افزایش میزان هورمونی به نام کورتیزول می شود. این هورمون را هورمون استرس می نامند.

میزان بالای کورتیزول روی لب فرونتال مغز تاثیر منفی می گذارد. باید بدانید که این منطقه از مغز مسئول تصمیم گیری، افکار خلاقانه، حل مسئله، حافظه و غیره است.
ارتباط تان را با خدا بیشتر کنید و با خواندن نماز، قرآن و دعا به خودتان آرامش دهید

استرس دشمن کلیه ها
میزان بالای کورتیزول باعث می شود که برخی ارگان ها تحت تاثیر دفع فسفات از طریق کلیه ها قرار بگیرند.

این مسئله نیز باعث حساسیت و آسیب پذیری عضلانی و تخریب بافت استخوانی مانند راشیتیسم شود.

استرس دشمن روده ها
سلامت روده ها تاثیر زیادی روی سلامت عمومی بدن دارد. به همین دلیل باید مراقب سلامتی روده ها و دستگاه گوارش بود.
زمانیکه استرس بالا می رود، مشکلات روده ای نیز بروز می کند و علائمی مانند گاز معده، دل درد و التهاب افزایش پیدا می کند.

راه های مقابله با استرس
برای مقابله با استرس در گام اول باید به فکر تغییر سبک زندگی خود باشید.

اگر شما هم جزو میلیون ها انسان روی کره ی زمین هستید که مدام نگران برنامه های کاری و زندگی خود هستید، بهتر است از روش های آرامبخش استفاده کنید.

فعالیت هایی مانند یوگا را دریابید.

هر روز ورزش کنید. پیاده روی روزانه در هوای آزاد داشته باشید.

در محل کارتان حتما ساعاتی را برای استراحت، کشش عضلات و هواخوری اختصاص دهید.

زمانی که خسته می شوید دست از کار بکشید.

از افراد منفی باف و بدبین دوری کنید.

به تغذیه تان اهمیت ویژه ای بدهید و مصرف آب را بیشتر کنید.

عادت های بدی مانند مصرف دخانیات یا الکل را ترک کنید.

مهم تر از همه اینکه ارتباط تان را با خدا بیشتر کنید و با خواندن نماز، قرآن و دعا به خودتان آرامش دهید.

امیدوار باشید و آرامش تان را حفظ کنید.

تبیان