سرعت ذهنتان را با این تست بسنجید

 

یک روان‌شناس آمریکایی، در ۱۰۰ سال پیش، شیوه‌ای جالب برای سنجش میزان سرعت ذهن بیماران خود ابداع کرده بود.

 به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، «جوزف جاسترو» روانشناس آمریکایی در سال ۱۸۹۹، با استفاده از یک تصویر نقاشی شده، سرعت ذهن بیماران خود را مورد سنجش قرار می‌داد.
در این آزمایش، تصویر یک اردک و یک خرگوش نقاشی شده و افرادی که بتوانند هر دو حیوان را به فاصله اندک از یکدیگر تشخیص بدهند، از سرعت ذهن خوبی برخورداند.روزنامه دیلی‌میل گزارش داد این تست اخیرا به یکی از سوژه های جالب شبکه های اجتماعی تبدیل شده است. برخی افراد آن را بسیار جالب و برخی دیگر مسخره توصیف کردند.بسته به سرعت ذهن افراد، برخی تصویر هر دو حیوان، برخی تصویر یک حیوان و برخی دیگر تصویر هیچ حیوانی را نمی‌بینند.

سرعت ذهنتان را با این تست بسنجید

خصوصیات افرادی که اعتماد بنفس پایینی دارند

* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.

* هنگام صحبت کردن در چشمان فرد مقابل خود نگاه نمیکنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.

* در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی که به آنان میشود مشکل دارند (تصور میکنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها میباشند).

* معمولا احساس میکنند قربانی رفتار دیگران هستند.

* احساس تنهایی میکنند حتی زمانی که در یک جمع قرار دارند.

* در درون خود احساس خلاء و پوچی میکنند.

* احساس میکنند با دیگران تفاوت دارند.

* احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.

* نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.

* از موقعیتهای نو و جدید می هراسند.

* از شکست وموفقیت می هراسند.

* مرتبا سعی در راضی نگاه داشتن دیگران دارند.

* دچار هراس اجتماعی میباشند.

* قادر به مدیریت زمان خود نمی باشند.

* عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند.

* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهای دیگران (خواه واقعی، خواه واهی) بسیار آسیب پذیر
می باشند.

* از ابراز عقاید و احساسات خود خودداری میکنند زیرا از چگونگی واکنش دیگران هراس دارند.

* خود را درگیر مواد مخدر و یا روابط مخرب میکنند.

* از تعیین یک هدف مشخص و پیروی از آن عاجز میباشند.

* قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خویش نمیباشند.

* معمولا عصبانی و پرخاش گر میباشند.

* ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.

* تحمل عیب و کاستی را نداشته و کمالگرا میباشند.

* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجی اعم از وقایع روزانه و یا نوع رفتار دیگران با آنها دارد.

* وابستگی هیجانی دارند: برای دستیابی به یک احساس خوشایند به دنیای خارج خود وابسته میباشند. مانند:

وابستگی به مواد: مانند غذا، داروها، الکل مواد مخدر به منظور پر کردن خلاء درونی خود و تسکین دردهایشان.

وابستگی به رفتارها: مانند خرج کردن پول، قمار بازی و تماشای تلویزیون. به منظور پر کردن خلاء درونی و تسکین دردهایشان.

وابستگی به مال: برای تعیین میزان ارزش و شایستگی خود به پول و مال وابسته هستند.

وابستگی عاطفی : برای داشتن حس ارزشمندی، شایستگی و امنیت به توجه، پذیرش و تائید فرد دیگری (معشوق خود) وابسته میباشند.

چطوری خوش عکس باشیم؟

من عکاس نیستم. استایلیست نیستم. فتوشاپ کار هم نیستم. این مقاله در مورد لنز و نور و زاویه عکاسی نیست. این مقاله در مورد چی بپوشید، چه رنگی بپوشید و یا چطوری آرایش کنید، نیست. این مقاله در مورد ترفندهای فتوشاپ برای رفع ایرادهای چهره هم نیست. این مقاله در مورد خودتان است، در مورد خود شما: سوژه اصلی عکس.

 

بعضی افراد شکایت دارند بسیار بدعکس هستند. من یکی از همان افراد بودم. قیافه من معمولی است. انتظار نداشتم عکسی شبیه به مرلین مونرو ازم دربیاید، ولی آخه عکس اینقدر داغون؟! نه تنها خودم بلکه بقیه هم از بدعکسی من متعجب می‌شدند.

 

آنقدر بدعکس بودم که بدم می‌آمد ازم عکس بگیرند. آن موقع ها ما با ذوق و شوق عکس می‌گرفتیم و باید صبر می‌کردیم حلقه ۲۴ تایی فیلم تمام شود، بعد عکس را ظاهر می‌کردیم. یک ماه بعد از مهمانی، سفر و … عکس مثل لولو سرخرمن خودم را می‌دیدم!

 

من دلم می‌خواست خوش عکس باشم. دلم می‌خواست بتوانم عکس خودم را به دیگران نشان بدهم. به همین دلیل شروع کردم به پیدا کردن راه خوش عکس شدن. تا این که بالاخره راز خوش عکسی را کشف کردم.

 

فهمیدم من از دوربین می‌ترسم و هروقت دوربین می‌بینم سعی می‌کنم از آن فرار کنم. به دوربین اخم می‌کنم. سرم را کج می‌کنم تا بخش کمتری از صورتم در عکس ظاهر شود. یک طرف دیگر را نگاه می‌کنم. انگار اگر به دوربین محل نگذارم، او هم به من محل نمی‌گذارد و عکس مرا ثبت نمی‌کند!

 

متوجه شدم باید ترسم از دوربین بریزد. هرقدر بیشتر از عکس گرفتن بدم بیاید و از دوربین فرار کنم، بدعکس تر می‌شوم. خوشبختانه الان دوربین‌ها دیجیتال است و شما می‌توانید بدون نگرانی ۱۰۰ تا عکس بگیرید و همان موقع همه‌شان را تماشا کنید. لازم نیست یک ماه منتظر نتیجه کار باشید.

 

تمرین آشتی با دوربین عکاسی را آغاز کردم. لباس خوب می‌پوشیدم، سر و ضعم را مرتب می‌کردم از خواهرم خواهش می‌کردم ۳۰-۴۰ تا عکس پشت سرهم ازم بگیرد.  من هم در عوض برای او چنین کاری انجام می‌دادم. این تمرین عکس گرفتن خیلی خوشایند بود، چون دو تا خواهر بودیم و هرطوری دلمان می‌خواست ژست می‌گرفتیم. کم کم جو ما را گرفته بود و مثل مدلها و هنرپیشه‌ها ژست می‌گرفتیم و اطوار می‌ریختیم. خودمان دو تا بودیم دیگه. کسی ما را یا عکس‌های ما را نمی‌دید.

 

بعد عکسها را بررسی می‌کردیم تا ببینیم در کدام خوشگل شده‌ایم. چه کار کرده‌ایم؟ چه ژستی گرفته‌ایم؟ صورت آدمها از بعضی زاویه‌ها زیباتر است. مدل‌ها و آدمهای خیلی خوشگل این موضوع را بخوبی می‌دانند و معمولاً همان زاویه خوشگل، صورتشان را به دوربین عرضه می‌کنند.

 

اگر بدعکس هستید، یک خانم دیگر که احساس میکند بدعکس است، پیدا کنید و با هم تمرین کنید. آنقدر عکس بگیرید که ترستان از دوربین بریزد و زاویه زیبای صورتتان و ژست مناسبتان را کشف کنید.

 

معمولاً لبخندی که قدری دندان را نشان بدهد، صورت را زیبا می‌کند. معمولاً مشتاقانه و با محبت به دوربین نگاه کردن، شما را زیباتر می‌کند. قبل از عکس گرفتن به چیزهای خوب فکر کنید تا انرژی مثبت اندیشی، صورتتان را زیبا کند. قبل از عکس گرفتن به آینه نگاه کنید. صورت و سرو وضعتان را چک کنید. بعد با خیال راحت عکس بگیرید.

 

بعضی آدمها خودخواه هستند و حاضر نیستند از شما عکس بگیرند. فقط دوست دارند شما از آنها عکس بگیرید، از بس که خودشیفته هستند. از آنها نخواهید از شما عکس بگیرند، چون آنقدر ازتان ایراد می‌گیرند که ته مانده اعتماد به نفستان را می‌خشکانند. از اول قرار بگذارید که هر دو نفر به تعداد مساوی از هم عکس بگیرید.

 

پس راز اصلی خوش عکس شدن، زیاد جلوی دوربین ایستادن و عکس گرفتن و پیدا کردن زاویه مناسب و ژست مناسب است.

 

بروید به طرف خوش عکس شدن. ببینم چه می‌کنید!

اعتمادبه‌نفس3-اعتمادبه‌نفس، نه به هرقیمتی

اعتمادبه‌نفس
۳-اعتمادبه‌نفس، نه به هرقیمتی

اعتمادبه‌نفس، نه به هرقیمتی سال‎ها پیش، شنیدم خانمی (که به عنوان «معلم» را یدک می‎کشید) در یکی از کلاس‎های درس خود، به شاگردانش گفته بود: «بچه‎ها، اگر دلتان می‎خواهد همیشه از اعتماد به نفس برخوردار باشید، در هر محیط و موقعیتی که قرار گرفتید، خیال کنید که همه گوسفندند»! اگرچه چنین شیوه‎ای در ابتدا به نظرم مسخره و نادرست آمد، تصمیم گرفتم صحت و سقم آن را تجربه کنم، پس یک روز شروع کردم.
اتفاق عجیبی افتاد؛ من اعتماد به نفس پیدا کردم! وقتی در خیابان راه می‎رفتم جداً احساس می‎کردم همه‎ی کسانی که در پیاده‎روها در حال آمد و شد هستند، کسانی که داخل خودروهایشان نشسته‎اند، آن‎ها که در مغازه‎ها رفت و آمد می‎کنند، خلاصه همه و همه، گوسفندند!
و البته هیچ دلیلی هم نداشت که من در مواجهه با «گوسفندان» دچار اضطراب شوم. انسان‎ها را به صورت گوسفندانی می‎دیدم که البته روی دو پای خود در حرکت‎اند؛ یا مثلاً داخل یک مغازه‎ی آبمیوه‎فروشی به خوردن شیرموز مشغول‎اند!
من که تا قبل از آن، در خیلی از موقعیت‎ها و برخوردهای اجتماعی دچار کم‎رویی و ترس و اضطراب بودم یا در موقعیت‎های خاص، قلبم به شدت می‎تپید و چه بسا صورتم سرخ می‎شد، حالا با چنان جرأت و جسارتی با مردم (بخوانید گوسفندان) صحبت می‎کردم که خودم شگفت‎زده شده بودم. تا این‎که پس از روزی سرشار از اعتماد به نفس(!) شب هنگام به خانه رفتم تصمیم داشتم این احساس خوب را همچنان حفظ کنم، اما به محض ورود به خانه دچار تردید شدم.
قضیه شوخی‎بردار نبود.
برای تداوم و گسترش این احساس، چاره‎ای نبود جز این‎که اعضای خانواده‎ام را نیز گوسفند تصور کنم. خدایا چه باید کرد؟! من سال‎ها از اهمیت و عظمت پدر و مادر شنیده بودم؛ از این‎که اطاعت از پدر و مادر و احسان و از همه مهم‎تر احترام به ایشان چه جایگاه و ارزش و پاداش فوق‎العاده‎ای دارد و تا چه حد موجب خشنودی پروردگار، نزول برکات و موفقیت و نیکبختی انسان می شود. حالا چگونه می‎توانستم به این شیوه‎ی تحقیرآمیز به آنان نگاه کنم؟!
خصوصاً که در بیرون در برخی موارد به آن گوسفندان (مردم) پرخاش هم کرده بودم؛ اما هرگز به خودم اجازه نمی‎دادم این ترفند مؤثر(!) را در مواجهه با اعضای خانواده هم به کار ببندم، حتی اگر بهترین نتایج ظاهری را داشته باشد. در همین تردید‎ها و انکارها بودم که یک باره چیزی به ذهنم خطور کرد و جداً بیدارم کرد.
با خود گفتم: «آن خانم که شاگردانش ( و غیر مستقیم مرا) راهنمایی کرده و چین رهنمودی برای کسب اعتماد به نفس صادر فرموده، خودش هم در آن لحظه بچه‎ها را (و غیر مستقیم مرا) گوسفند فرض کرده بود؟!» بله، پاسخ مثبت بود. او داشت گوسفندانش را راهنمایی می‎کرد. ناگهان خشم سرتاپایم را فراگرفت.
از این که کسی مرا حیوان فرض کرده باشد برای آن که اعتماد به نفس خود را بالا ببرد، حالم دگرگون شد. تک‎تک صحنه‎های روزی که پشت سر گذاشته بودم به ذهنم آمد. از برداشت و تصور و برخورد و رفتارم، عمیقاً شرمسار شدم. من که تا همین چند دقیقۀ پیش، از آن اعتماد به نفس کاذب، سرمست و مسرور بودم، به یکباره فرو ریختم. البته هم‎چنان راه ایجاد اعتماد به نفس را نمی‎شناختم، امّا مطمئن بودم و یقین داشتم که انسان می‎تواند انسان‎های دیگر را پاک، خوب، محترم و ارزشمند فرض کند و از اعتماد به نفس بایسته و شایسته هم برخوردار باشد.

اعتماد به نفس کاذب چیست؟ اعتماد به نفس حقیقی آن است که با تکیه بر باورها و رفتارهای صحیح ایجاد و تقویت شود؛ اما در مقابل اعتماد به نفس کاذب آن است که به واسطه‎ی یک باور غلط، غیرواقعی و دروغین و بر پایه‎ی رفتارهای نادرست ایجاد شود. به عنوان مثال، عده‎ای با تحقیر، خرد کردن و احمق فرض کردن دیگران می‎خواهند به اعتماد به نفس برسند. حتی بعضی با ایجاد فضای ترس و تهدید، می‎خواهند احساس خودبرتربینی و مثلاً اعتماد به نفس کنند. عهد و پیمان ما با یکدیگر این است که می‎خواهیم اعتماد به نفس داشته باشیم به شرطی که هرگز باوری نادرست در وجودمان شکل نگیرد و رفتارمان براساس حفظ حرمت و کرامت دیگران باشد. ما هرگز اعتماد به نفسی را که با تحقیر و آدم به شمار نیاوردن دیگران ایجاد شود نمی‎خواهیم؛ هرگز.

اعتمادبه‌نفس2-اعتمادبه‌نفس، ذاتی نیست

اعتمادبه‌نفس
۲-اعتمادبه‌نفس، ذاتی نیست

یکی از موانع درونی و جدی اعتمادبه‌نفس، این باور غلط است که « اعتمادبه‌نفس ذاتی است». برخی تصور می‎کنند اعتمادبه‌نفس، از طریق وراثت و ژن‎ها منتقل می‎شود و خصلتی ذاتی است. این عده گمان می‎کنند چون اعضای درجه‎ی یک خانواده و به‌ویژه پدر و مادرشان اعتمادبه‌نفس ندارند یا نداشته‎اند، ایشان هم از آن محرومند. این باور از آن جهت خطرناک است که شخص را از هر نوع تلاش برای کسب و ارتقای اعتمادبه‌نفس ناامید و دلسرد می‎کند.
اعتمادبه‌نفس هرگز ذاتی نیست، می‎شود دودمان و اجداد شما از ویژگی اعتمادبه‌نفس بهره‎ای نبرده باشند و درعوض شما سرشار از آن باشید. از سویی، ممکن است در وجنات و سکنات اعضای خانواده‌ی شما اعتمادبه‌نفس موج بزند، اما شما کوچک‌ترین نشانی از این ویژگی مثبت نداشته باشید.
مسلم بدانید که اعتمادبه‌نفس از جمله ویژگی‎های اکتسابی است که می‎توان آن را ایجاد کرد و  پرورش داد. برای اثبات اکتسابی بودن اعتمادبه‌نفس، توجه داشته باشید که ما انسان‎ها، تنها صفاتی را در دیگران تحسین می‎کنیم که اکتسابی باشد و آنان این ویژگی را با تلاش و جدیت و ممارست در خود ایجاد کرده باشند؛ و هرگز صفات ذاتی را تحسین نمی‎کنیم.
به‌عنوان مثال نمی‎گوییم آفرین که چشم‎هایت چون نرگس مست است و مرحبا بر تو که قامتی رعنا همچون سرو داری!
آفرین‌گفتن ما در چنین مواقعی از آنجا مضحک است که هیچ‎کس در زیبایی چشم یا بلندی قامتش کوچک‎ترین دخالتی نداشته و این ویژگی‌ها ژنتیکی است. ولی می‎گوییم: «آفرین، چه پسر مؤدبی…» چراکه نظم و ادب، ذاتی نیست و خود شخص، با تمرین و توجه و مداومت، آن‎ها را به صورت عادت رفتاری درآورده است.
اعتمادبه‌نفس نیز از آن ویژگی‎هایی است که ما با مشاهده‎ی آثار آن در دیگران، لب به تحسین می‎گشاییم.
همین پدیده به‌خوبی روشن می‎سازد که این ویژگی قابل تحصیل است و می‎توان آن را با تمرین کسب کرد. کسی که پدر و مادری بی‎سواد دارد به بی‎سوادی و جهل محکوم نخواهد بود و می‎تواند تحصیل کند، چنان که بسیاری بوده‎اند و هستند که از خانواده‌هایی بی‎سواد یا کم‎سواد برخاسته‎اند اما با تلاش و اراده و همت فراوان، به مراتب بسیار بالای تحصیلی رسیده‎اند.
البته ممکن است بپرسید همچنان که اگر پدر و مادر تحصیل‌کرده باشند در رشد و ارتقای تحصیلی فرزندشان فوق‎العاده مؤثرند، آیا پدر و مادری که خود از خصیصه‌ی ارزشمند اعتمادبه‌نفس برخوردارند، به ایجاد و تقویت آن در فرزند خود کمک شایان نمی‎کنند؟ البته پاسخ مثبت است. اما بی‌شک اذعان دارید تضمینی وجود ندارد که پدر و مادر تحصیل‌کرده، فرزندان تحصیل‌کرده به جامعه تحویل دهند و پدر و مادری که سرشار از خودباوری‎اند، همیشه هم فرزندی متکی به خود و دارای اعتمادبه‌نفس بار نمی‎آورند.

خانواده و پدر و مادر تنها می‎توانند نقش تسهیل‎کننده و یاری‎دهنده را ایفا کنند و عامل مهم، خواستن، تمایل و همت و پشتکار خود شماست. باور به این‌که اعتمادبه‌نفس پدر و مادر فرزندان را به کسب این ویژگی ترغیب می‎کند اما به هیچ‎وجه تضمین‎کننده‎ی آن نیست، باید ما را بیش از پیش به تلاش برای تحصیل اعتمادبه‌نفس برانگیزد تا هم به خودمان کمک کنیم و هم به فرزندانمان، چه اکنون چه در آینده.
بنابراین برای اقدام به قصد ایجاد، بهبود یا پرورش اعتمادبه‌نفس، قبل از هرچیز این باور را در خود ایجاد کنید که اعتمادبه‌نفس اکتسابی است. شما در هر وضعیت که بزرگ شده‎اید، در هر خانواده‎ای که رشد یافته‎اید و در هر موقعیت ناگوار و نامطلوبی که پیش از این قرار گرفته‎اید، باز هم می توانید خودباوری و اعتمادبه‌نفتان را ارتقا دهید. به جای این‌که ذهن را به اوضاع نامطلوب و نامساعدی معطوف کنید که به ضعف خودباوری‌تان منجر شده و به جای محکوم‌کردن اوضاع و احوال و محیط اطرافیان، دراین‌باره فکر کنید که من می‎توانم همه‌ی این ضعف‎ها را با تمرین‎های ذهنی و رفتاری جبران کنم و فردی با اعتمادبه‌نفس فوق‎العاده باشم.

منبع : سایت استاد حورایی