معرفی نظریه های انگیزش

 

انگیزش دارای نظریه های کوناگونی است. اما دو نظریه سایق و داعیه از بنیادی ترین آنها به شمار می آیند. در زیر هر کدام را به اختصار توضیح می دهیم.


نظریه سایق
طرفداران نظریه سایق بیشتر به جنبه های نیروزای سابق اهمیت می دهند. همان گونه که یک اتومبیل برای حرکت و انجام کار به سوخت لازم نیاز دارد انسان نیز برای رفتار خود باید نیروی کافی در اختیار داشته باشد. هر چه نیرو بیشتر باشد سطح سایق و انگیز بالاتر می رود.
بر اساس نظریه سایق کمبود مواد لازم مانند آب و غذا نیاز به وجود می آورد که به نوبه خود سطح سایق را بالا می برد و در نتیجه نیروی به دست آوردن آب و غذا افزایش می یابد. مواد مخدر هم موجب افزایش سایق می شوند. در واقع سایق به نیروی فشاری اطلاق می شود که رفتار از آن پدید می آید.

نظریه داعیه
نظریه داعیه بیانگر نیروی جاذبه و کششی است که در محرک وجود دارد و ارگانیزم را به سوی خود جلب می کند و رفتار خاصی پدید می آورد. بنابراین هر محرکی که پاداش یا عامل تقویتی را همراه داشته باشد داعیه نامیده می شود و موجب بروز نوعی رفتار می شود. داعیه می تواند به صورت مثبت یا منفی جلوه کند.

طرزفکر :داعیه مثبت فرد را به سوی خود جلب می کند و داعیه منفی او را از خود دور می سازد. بنابراین نظریه داعیه با اشیاء، رویدادها و اوضاع و احوالی سر و کار دارد که برای افراد پاداش دهنده یا تنبیه کننده می باشند. غذا، شهرت، حیثیت و پول داعیه های مثبت می باشند اما رنج، اضطراب، گرسنگی و فقر و ناکامی داعیه های منفی هستند. امروز روان شناسان نقش داعیه را مهمتر از سایق می دانند و آن را در بروز رفتار به ویژه یادگیری موثرتر دانسته اند.

انگیزه های فیزیولوژیک
روان شناسان و زیست شناسان انگیزه های فیزیولوژیکی را مهمترین و اصلی ترین انگیزه ها دانسته اند و معتقدند که آنها فنرهای اصلی رفتار یا نیروهای پویای درونی هستند و اگر وجود نداشته باشند موجود زنده به صورت یک ماشین بی سوخت در می آید. به طور کلی هر یک از این انگیزه ها دارای جاذبه و نیروی متفاوتی می باشد. روان شناسان بر اثر تجربه و آزمایشهایی که در مورد موشها و دیگر جانوران انجام داده اند به اهمیت انگیزه ها پی برده اند و آنها را به ترتیب زیر مشخص نموده اند: انگیزه مادری، تشنگی، گرسنگی، جنسی و اکتشاف.

انگیزه مادری
بنا به تحقیق روان شناسان انگیزه مادری یکی از نیرومندترین انگیزه هاست که در جانوران به صورت قالبی و یکنواخت انجام می گیرد اما در پستانداران به ویژه در آدمیان تنوع پیدا می کند. یعنی انگیزه مادری در انسان به شکلهای مختلف جلوه می کند و بستگی به فرهنگ و راه و رسم هر جامعه دارد. ظهور این انگیزه در جامعه های غربی به شدت و اهمیت جامعه های اسلامی و جهان سوم نیست. انگیزه مادری که عبارت از علاقه مندی مادر به غذا دادن، نگهداری و مواظبت، غمخواری و دوست داشتن فرزند باشد بر اثر تراوش هورمون پرولاکتین به وجود می آید که در بخش پیشین هیپوفیز قرار دارد. اگر این هورمون را به هر زن یا مردی تزریق کنند انگیزه مادری در او ایجاد می شود. در زنان از همان زمان بارداری این هورمون شروع به تراوش می کند. اگر به کرتکس مغز زنان حامله یا بچه دار صدمه ای برسد انگیزه مادری در آنان از بین می رود.

انگیزه تشنگی
پس از انگیزه مادری تشنگی دومین انگیزه نیرومند فیزیولوژیکی می باشد. حالتی که بر اثر تشنگی به وجود می آید خشکی دهان، زبان و گلو است که میل و احساس نوشیدن آب را در موجود زنده پدید می آورد و اگر تا چند ساعت اب به او نرسد در همه بافتهای بدن حالت خشکی ایجاد می شود. اگر به وسیله ای غیر از دهان به معده حیوان تشنه ای آب برسانند دست کم ۱۵ دقیقه طول می کشد تا آب جذب بدن شود و حالت تشنگی از بین برود و دیگر میلی به نوشیدن آب پیدا نکند اما اگر زمان کمتر از ۱۵ دقیقه باشد حیوان هنوز احساس تشنگی می کند. همچنین تجربه نشان داده است که هر موجود زنده ای فقط به اندازه کمبود خود آب می خورد.
بخش پسین غده هیپوفیز در تنظیم میزان آب بدن دخالت دارد. اختلال در کار این غده موجود زنده را به نوشیدن آب بیشتری وادار می کند و ادرار او نیز افزایش می یابد. در واقع هورمونی که از بخش پسین غده هیپوفیز تراوش می شود سبب تنظیم آب بدن می گردد. اما گروهی از پژوهشگران معتقدند که این امر را به اثبات رسانده اند. از سویی باید در نظر داشت که تراوش منظم غده هیپوفیز در تنظیم کار غده های دیگر و بسیاری از فعالیتهای بدنی موثر است.

انگیزه گرسنگی
گرسنگی سومین انگیزه نیرومند فیزیولوژیکی است اما در حقیقت یکی از نیرومندترین آنهاست. زیرا انگیزه های دیگر را تحت تاثیر خود قرار می دهد و بیش از همه در جهان امروز درباره آن صحبت می شود. بنا به آمارهای جهانی بیشتر از یک سوم جمعیت جهان در حال نیم گرسنگی دائم به سر می برند و گرفتار انواع بیماریهای ناشی از آن می باشند.
گرسنگی هنگامی پدید می آید که فرد به واسطه نبودن یا کمبود غذا درد یا فشار خاصی را همراه با تشنج و انقباض معدی یا به اصطلاح مالش احساس می کند. پژوهشگران را عقیده بر این است که گرسنگی در نتیجه کاهش در قند خون ایجاد می شود. تزریق گلوکز گرسنگی را رفع می کند. اما تزریق انسولین موجب بروز آن می گردد. آزمایش دیگر نشان داده است که اگر خون سگ سیری را به سگ گرسنه ای تزریق کنند حالت گرسنگی او از بین می رود. به علاوه احساس گرسنگی به معده و حتی اعصابی که مغز و معده را پیوند می دهد بستگی ندارد. هنگامی که معده شخص را خارج کنند و ارتباط عصبی آن را با مغز قطع نمایند احساس گرسنگی در او از میان نمی رود. در آزمایشی با تحریک هیپوتالاموس موش به وسیله جریان ضعیف برق و در آزمایش دیگری با برداشتن یک قسمت از هیپوتالاموس مشاهده گردید که حیوان بی آنکه نیازی به غذا داشته باشد شروع به خوردن غذا می کند. این خود نمودار آن است که هیپوتالاموس در تنظیم غذا کارساز است.
در واقع بدن هر موجود زنده ای به مواد لازم غذایی نیاز دارد. کمبود هر یک از این مواد نیاز و میل به آن ماده را در او به وجود می آورد. به همین سبب تغذیه آزاد را بهترین نوع تغذیه دانسته اند. به طور کلی نه تنها انسان بلکه حیوانات غذاهایی را انتخاب می کنند که بدنشان به آنها نیاز دارد. همین امر در مورد افراد آدمی نیز به اثبات رسیده است. بو و مزه غذا نیز موجب اشتها و عدم اشتها به غذا می شود و این می رساند که بدن به مواد موجود در غذا نیاز دارد یا ندارد.
روان شناسان برای پی بردن به اثر گرسنگی آزمایشهای گوناگونی ترتیب داده اند و از مجموعه آنها چنین نتیجه گرفته اند که آزمودنیها در این حالت علاوه بر ضعف عمومی بدن و درد گرسنگی نسبت به هر کاری
بی حوصله، حساس، زودرنج، تحریک پذیر و بی میل به جنس مخالف بوده اند. همه توجه آنها به غذا و امور آشپزی جلب شده بود. از این رو به کارهای دیگر علاقه ای نشان نمی دادند. همه فکر و ذکرشان غذا بود. تزلزل اخلاقی، مانند بدقولی، دزدی و بی عاطفگی در آنان فراوان دیده می شد. مختصر آنکه انگیزه های عالی انسان و فعالیتهای عقلی و اجتماعی و بشر دوستانه راه انحراف و سقوط را پیش گرفته بود.

انگیزه جنسی
انگیزه جنسی نه تنها در آدمیان بلکه در همه جانوران وجود دارد. رفتار جنسی در حیوانات به شکلهای گوناگونی دیده می شود اما ظهور و انجام انگیزه در هر گونه ای از جانوران به روش خاصی است.

رازهای موفقیت آنتونی رابینز

? این متن بدون شک یکی از بهترین متون موفقیت است که توسط مؤسسه آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است.

 

?۱- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.

?۲- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

?۳- همه آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

?۴- وقتی می گویید “دوستت دارم” منظورتان همین باشد.

?۵- وقتی می گویید “متاسفم” به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.

?۶- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.

?۷- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.

?۸- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

?۹- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.

?۱۰- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.

?۱۱- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.

?۱۲- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.

?۱۳- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

?۱۴- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.

?۱۵- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید “عافیت باشد”

?۱۶- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.

?۱۷- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

?۱۸- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.

?۱۹- وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.

?۲۰- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.

?۲۱- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.‌‌…

 

 

تست: چقدر آدم های دیگر را کنترل می کنی؟!

بسیاری از افراد گمان می کنند با کنترل زندگی اطرافیانشان می توانند کنترل بیشتری بر زندگی خودشان نیز داشته باشند.

مجله موفقیت – زهرا خراسانی: بسیاری از افراد گمان می کنند با کنترل زندگی اطرافیانشان می توانند کنترل بیشتری بر زندگی خودشان نیز داشته باشند. هر چند که بسیاری اوقات این تلاش، نتیجه معکوس می دهد و نه تنها اضطراب فرد را کم نمی کند، بلکه بر نگرانی های او نیز اضافه خواهد کرد.

 

۱- وقتی می خواهید برای خود خرید کنید، ترجیح می دهید به تنهایی این کار را بکنید یا اینکه فرد دیگری هم همراهی تان کند؟

الف) دوست دارم کسی همراهی ام کند

ب) برایم فرقی نمی کند

ج ) وقتی می خواهم برای خودم خرید کنم، دوست دارم تنها باشم

 

testeravanshenasi11

۲- آیا دوست دارید حیوان خانگی داشته باشید؟

الف) خیر

ب) بله

ج ) بله، الان یک حیوان خانگی دارم و بیشتر اوقات هم داشته ام.

۳- آیا فکر می کنید اگر شما یکی از مقامات رده بالای کشور بودید، حتما در کشور بهبود چشمگیری حاصل می شد؟

الف) خیر

ب) احتمالا

ج ) بله

۴- کدام یک از این موارد شما را بیشتر می ترساند؟

الف) پنج سال در یک جزیره ناآشنا زندگی کنم

ب) پنج سال در زندان باشم

ج ) پنج سال در میدان جنگ، با دشمن مبارزه کنم

۵- آیا دوست دارید مسئول نمایش فیلم در سینما باشید؟

الف) فرقی نمی کند

ب) هرگز، این کار به شدت خسته کننده است

ج ) بله

۶- شما سال پیش از محل کار قبلی تان بیرون آمدید و چند روز پیش به طور اتفاقی در خیابان یک یاز همکاران سابق تان را دیدید، وقتی از او در مورد اوضاع شرکت می پرسید، دوست دارید چه پاسخی بشنوید؟

الف) شرایط خیلی خوب شده است

ب) شرایط تغییر خاصی نکرده است

ج ) از وقتی رفتی، همه چیز به هم ریخته است

۷- یک یاز دوستان تان به همراه جمعی از بچه های دانشگاه کار جدیدی را آغاز کرده اند و به شما پیشنهاد همکاری داده است، نظر شما چیست؟

الف) بسیار خوشحال می شوم و آن را قبول می کنم

ب) کمی تعجب می کنم اما ترجیح می دهم به تنهایی و برای خودم کار کنم

ج ) اصلا دوست ندارم با دوستانم همکار شوم، به همین دلیل پیشنهاد او را رد می کنم

چقدر شخصیت کنترلگری دارید؟

۸- اگر ناگهان اطرافیانتان شما را با اسم هایی که به نظرشان به شما می آید؛ مثلا «نچشم آبی» یا «موفرفری» صدا بزنند، چه حسی پیدا می کنید؟

الف) دوست ندارم، بنابراین به آنها می گویم مرا با اسم خودم صدا بزنند

ب) برایم مهم نیست

ج ) خوشحال می شوم؛ چون حتما با من احساس صمیمیت کرده اند

۹- دستخط تان چگونه است؟

الف) بسیار زیبا

ب) معمولی

ج ) افتضاح و ناخوانا

۱۰- هم شما و هم همسرتان می توانید رانندگی کنید. وقتی با هم بیرون می روید، ترجیح می دهید کدام تان رانندگی کنید؟

الف) همسرم

ب) برایم فرقی نمی کند

ج ) من

۱۱- آیا اجازه می دهید دیگران صحبت شان را تمام کنند یا مدام میان صحبت هایشان می پرید و جملات شان را تمام می کنید؟

الف) معمولا صبر می کنم تا صحبت شان تمام شود

ب) معمولا میان صحبت شان می پرم یا جملات شان را تمام می کنم

ج ) متاسفانه معمولا این کار را می کنم و با اینکه این اخلاقم را دوست ندارم، نمی توانم خودم را اصلاح کنم

۱۲- کدام یک از این موارد بهتر شما را توصیف می کنند؟

الف) وابسته

ب) متعادل

ج ) مهم و اثرگذار

۱۳- اگر شرایط به میل تان نباشد، بدخلقی می کنید؟

الف) نه، سعی می کنم خودم را نگه دارم و بدرفتاری نکنم

ب) گاهی

ج ) بله

۱۴- اگر شماره تلفن یکی از آشنایان را گم کرده باشید، از دوست و آشنا به دنبال شماره او می گردید؟

الف) نه. معمولا صبر می کنم تا خودش با من تماس بگیرد.

ب) فقط اگر کار مهمی با آن فرد داشته باشم.

ج ) حتما سعی می کنم از هر طریقی که شده است، شماره آن فرد را پیدا کنم؛ حتی اگر کار مهمی با او نداشته باشم

۱۵- آیا شکمو هستید؟

الف) خیر

ب) به نظر خودم اصلا شکمو نیستم اما گاهی اطرافیانم مرا اینطور صدا می زنند

ج ) اگر منظور این باشد که از خوردن یک غذای خوشمزه که بسیار از آن لذت می برم، نمی توانم دست بشکم، بله من شکمو هستم

۱۶- آیا دوست دارید در مورد دیگران و زندگی خصوصی آنها بیشتر بدانید؟

الف) خیر

ب) همیشه نه اما هر از گاهی از بودن در جمع افرادی که در مورد دیگران صحبت می کنند، لذت می برم

ج ) بله

چقدر شخصیت کنترلگری دارید؟

۱۷- آیا وقت و هزینه زیادی صرف ظاهرتان می کنید؟

الف) خیر

ب) بیشتر اوقات خیر اما دوست دارم ظاهرم مرتب و آراسته باشد

ج ) بله، اینکه چگونه در برابر دیگران ظاهر شوم برایم بسیار اهمیت دارد

۱۸- آیا تاکنون بین دو نفر واسطه گری کرده اید؟

الف) هرگز

ب) یک بار

ج ) بیش از یک بار

۱۹- دوست دارید خودتان میهمانی برگزار کنید یا به میهمانی دعوت شوید؟

الف) دوست دارم دعوت شوم

ب) برایم فرقی نمی کند

ج ) دوست دارم میهمانی برگزار کنم

۲۰- در میهمانی فردی را می بینید که حس می کنید می تواند دوست خوبی برایتان باشد، دوست دارید تا پایان میهمانی کدام یک از این اتفاقات رخ دهد؟

الف) دوست دارم با او سر صحبت را باز کنم و شماره اش را بگیرم تا بعدا بتوانم با وی در تماس باشم

ب) همان شب او را دعوت می کنم تا چند روز بعد به منزل من بیاید و مرا از تنهایی درآورد

ج ) او را برای فردای آن روز به منزلم دعوت می کنم

۲۱- آیا به سادگی به دیگران اعتماد می کنید؟

الف) به ندرت به کسی اعتماد می کنم

ب) معمولا

ج ) همیشه

۲۲- آیا موافق آشنایی های قبل از ازدواج هستید؟

الف) خیر، این آشنایی ها یک اشتباه بزرگ هستند

ب) این نوع آشنایی ها گاهی مفید هستند و فقط بعضی ها خود واقعی شان را نشان می دهند

ج ) بله

۲۳- آیا تاکنون از اینکه شرایط تحت کنترل تان نیست، مضطرب شده اید؟

الف) هرگز یا به ندرت

ب ) معمولا

ج ) همیشه

۲۴- آیا دوست دارید همسرتان در بالاترین رتبه در محل کارش باشد؟

الف) خیر، دوست دارم در همان رتبه ای که هست، باقی بماند

ب ) من او را تشویق نمی کنم اما اگر خودش دوست داشته باشد، من هم برایش خوشحال می شوم

ج ) بله، من بهترین ها را برای همسرم می خواهم و دوست دارم همواره موفق باشد

۲۵- آیا از زندگی تان راضی هستید؟

الف) بله

ب ) تا حدودی

ج ) خیر، من لیاقت بیشتر و بهتر از این را دارم.

کنترل کردن خود، کاری است که همه ما در طول زندگی کمابیش آن را انجام داده ایم اما برخی مدام مشغول کنترل خود هستند و برخی دیگر هر از گاهی خود را کنترل می کنند و عده معدودی هم چندان عقیده ای به کنترل کردن خود ندارند و دوست دارند همانگونه که واقعا هستند و فکر می کنند، دیده شوند.

افرادی که خود را کنترل می کنند هر قدر هم که در این زمینه مهارت داشته باشند، بالاخره زمانی خود واقعی شان را نشان می دهند یا اگر احساسات شان را پنهان کنند، ناگهان در برخی از رفتارهایشان حس واقعی خود را نشان می دهند. کنترل کردن ابعاد مختلفی دارد؛ مثلا کنترل ظاهر، غذای مورد علاقه، رفتار، احساسات، نحوه صحبت کردن و …

در واقع کنترل ظاهر گاهی در بعضی افراد به حدی زیاد می شود که دست به اعمال جراحی زیبایی می زنند. بیشتر افراد نه تنها مدام در حال کنترل خود هستند، بلکه تلاش می کنند زندگی اطرافیانشان را هم کنترل کنند؛ چون تنها در این صورت است که احساس آرامش می کنند و می توانند نگرانی هایشان را کم کنند.

بسیاری از این افراد گمان می کنند با کنترل زندگی اطرافیانشان می توانند کنترل بیشتری بر زندگی خودشان نیز داشته باشند. هر چند که بسیاری اوقات این تلاش، نتیجه معکوس می دهد و نه تنها اضطراب فرد را کم نمی کند، بلکه بر نگرانی های او نیز اضافه خواهد کرد.

موارد زیر از جمله نشانه های افرادی است که سعی می کنند خودشان را کنترل کنند تا فرد دیگری به نظر بیایند آنان:

* معتقدند دانش، قدرت می آورد. مدام در حال تلاش برای افزایش اطلاعات خود هستند، بخصوص در مورد انسان ها

* تلاش می کنند بر دیگران به خصوص همسرشان، مسلط باشند

* عاشق برگزار کردن میهمانی هستند؛ چون همه چیز در میهمانی تحت کنترل خودشان است.

* کارهایی مثل واسطه گری را دوست دارند؛ چون می توانند بر دیگران تاثیر بگذارند و شرایط را کنترل کنند.

* به ظاهرشان بسیار اهمیت می دهند.

* به عادت ها و علایق اطرافیانشان بسیار علاقه مندند.

به طور کلی کسی که مدام خود و اطرافیانش را کنترل می کند، نیاز دارد که خودش هم تحت کنترل باشد و از غیرقابل کنترل بودن اوضاع وحشت دارد و وقتی این حالت در او شدت یابد، سعی می کند از هر طریقی که می تواند، حتی قهر، زورگویی و دعوا دیگران را کنترل کند.


محاسبه امتیازات

برای پاسخ ج ۲ امتیاز و پاسخ ب ۱ امتیاز در نظر بگیرید و برای پاسخ الف هیچ امتیازی در نظر نگیرید.

امتیاز ۳۶ تا ۵۰

امتیاز شما نشان می دهد تا حدی علاقمند به کنترل کردن خود و شرایط هستید. البته احساس می کنید که زندگی تان را تحت کنترل دارید. بهتر است این حس کنترل را در خودتان مدیریت کنید و اجازه ندهید این حس بیش از این در وجودتان رشد کند؛ چون اگر نتوانید این ویژگی را در حالت تعادل نگه دارید، زندگی را به کام خود و اطرافیان تان تلخ خواهید کرد.

البته اینکه مدیر زندگی خود باشیم، بسیار خوب و پسندیده است اما یادتان باشد که زندگی یک بازی گروهی است که ما برای موفقیت در آن به کمک، عشق، احترام و ارتباط با دیگران نیاز داریم.

چقدر شخصیت کنترلگری دارید؟

ما نمی توانیم از زندگی انتظار داشته باشیم که فقط مطابق میل ما پیش برود. گاهی کنترل کردن را کنار بگذارید، خودتان را به دست دریا بسپارید تا شما را به ساحل امنی که برایتان بهتر می داند، برساند.

امتیاز ۲۱ تا ۳۵

شما در وضعیت متعادلی قرار دارید. نه بیش از حد سعی در کنترل کردن خود، شرایط و اطرافیان تان دارید و نه تحت کنترل دیگران هستید. یکی از اولویت های زندگی برای شما این است که در زندگی خود و ارتباط با اطرافیان تان تعادل را حفظ کنید. شما معتقدید یک دست صدا ندارد، همچنین این جمله را عمیقا باور دارید که «مشکلی که دیگران در رفع آن مشارکت کنند، قطعا برطرف خواهد شد.»

شما معتقدید مشورت و همکاری بهترین راه موفقیت و شادابی در زندگی هستند و به همین دلیل زندگی را ساده تر از افرادی می دانید که مدام می خواهند خودشان به تنهایی بار مشکلات را به دوش گرفته و همه چیز را تحت کنترل خود بگیرند.

امتیاز کمتر از ۲۰

شما نه تنها اهل کنترل کردن نیستید، بلکه برعکس به همه جنبه های زندگی خیلی ساده نگاه می کنید و اصلا آن را جدی نمی گیرید. شما انتخاب کرده اید با همین شرایطی که هست، زندگی کنید و دلیلی برای کنترل امور نمی بینید. شما خود را در مسیر زندگی انداخته اید و همراه با مسیر زندگی پیش می روید. تنها مشکلی که وجود دارد این است که اطرافیان تان خیلی ساده می توانند شما را تحت کنترل خود دربیاورند. به خاطر بسپارید که شما مالک زندگی تان هستید و باید خودتان زندگی تان را مدیریت کنید؛ پس باید برای زندگی تان برنامه ریزی کنید تا بتوانید زندگی تان را مطابق خواست و اراده خود و اهداف تان پیش ببرید.

راضی نگه داشتن دیگران تا کی؟!

لطف کردن به دیگران و راضی نگه داشتن دل آنها ذاتا چیز بدی نیست؛ چنین کاری زمانی که به خانواده و کسانی که به آنها عشق می‌ورزیم می‌تواند ارزشمندتر نیز باشد.

 علی عیدی: لطف کردن به دیگران و راضی نگه داشتن دل آنها ذاتا چیز بدی نیست؛ چنین کاری زمانی که به خانواده و کسانی که به آنها عشق می‌ورزیم می‌تواند ارزشمندتر نیز باشد. اما برخی مواقع خشنود کردن دیگران می‌تواند برا‌یمان دردسرساز شود.

630314_111

 

شما هیچ‌وقت نمی‌توانید همه کسانی را که با آنها در تعامل هستید راضی کنید. اگر بیش از توان‌تان برای خواسته‌های دیگران تلاش کنید فرصت کافی برای تحقق نیاز‌های خود را  نخواهید داشت. اگرچه برخی افراد ممکن است به صورت تلویحی از این وضع شکایت کنند، اما چنین کاری درکل غیر ممکن به نظر می‌رسد. در ادامه‌ی مطلب به بررسی ۵ مورد از نشانه‌های لطف کردن به مردم که می‌توانند برای ما زیان‌بخش باشد می‌پردازیم:

۱. نمی‌توانید “نه” بگویید

“بله گفتن” به درخواست هر فردی، می‌تواند به معنی “نه گفتن” به همه‌ی چیزهای دیگر باشد. گاهی اوقات ناتوانی در نه گفتن به دعوت همسایه‌مان برای شام، می‌تواند فرصت رفتن به سالن ورزشی را بگیرد یا اینکه ناتوانی در نه گفتن به درخواست دوست‌مان می‌تواند به معنای از دست دادن زمانی را که به خود اختصاص داده بودیم باشد. بله گفتن به هر چیزی عواقب خاص خودش را دارد.

راهکار: اگر همیشه بله گفتن، به پاسخ خود‌آیند و خودکار شما تبدیل شده است، می‌توانید با گفتن جمله “به آن فکر می‌کنم و به زودی جواب رو به شما اطلاع خواهم داد” یا مواردی دیگر شبیه این شروع کنید. بعد از آن،چند دقیقه‌ای را به این فکر کنید که قبل از اینکه قولی بدهید چه چیزهایی هست که شما می‌خواهید انجام دهید.

۲. مشکل داشتن در تصمیم‌گیری

اگر عادت کرده‌اید به پرسش‌های دیگران بر اساس آنچه دوست دارند بشنوند و باب میل‌شان است پاسخ دهید، شما احتمالا با تصمیم گیری مشکل خواهید داشت. زمانی که شما به دیگران اجازه می‌دهید تا همه چیز، از انتخاب یک جفت کفش نو گرفته تا تصمیم گرفتن برای پیدا کردن یک جای خوب برای صرف نهار را آنها برای‌ شما انتخاب کنند، هیچ‌وقت مسیری را که در زندگی برای خود بر‌می‌گزینید نمی‌توانید عملی کنید.

راهکار: قبل از همه چیز خودباوری را در درون‌تان به خود تلقین کنید؛ سپس با توجه کردن به چیزهایی که دوست دارید و چیزهایی که دوست ندارید شروع کنید. سعی کنید فعالیت‌هایی که شما را سرحال، شاداب و سرزنده، و چیزهایی که انرژی شما را خشک می‌کنند پیدا کنید. با عمل کردن به این‌ها، آگاهی یافتن از باورها و عقاید‌تان رشد خواهد کرد.

۵ نشانه مبنی بر اینکه شما سخت در حال تلاش برای راضی نگه داشتن دل مردم هستید

۳. از درخواست کمک کردن عاجزید

گاهی اوقات افرادی که به احتمال زیاد به هر درخواستی “بله” می‌گویند کمتر می‌توانند از دیگران درخواست کمک کنند. اگر شما با کمک خواستن از کسی (حتی اگر یک لطف کوچک و یا یک کار ساده باشد) مشکل دارید، ممکن است فرصت‌های طلایی دست‌نیافتنی زیادی را در زندگی از دست بدهید.

راهکار: اول از همه هر روز با یک درخواست ساده (هر چیزی می‌تواند باشد ،مثلا درخواست گرفتن یک صندلی از دوست‌تان در یک جلسه) شروع کنید. بیشتر انجام دادن این کار باعث می‌شود تا شما از دیگران راحت‌تر درخواست کمک کنید.

۴. مطابق با ارزش‌هایتان زندگی نمی‌کنید

اگر بخواهید کل انرژی‌تان را صرف انجام کارهایی کنید که دیگران می‌خواهند، غیرممکن است بتوانید بر اساس ارزش‌هایی که برای خودتان قائل هستید زندگی کنید. اگر شما قدر و ارزش وقت گذراندن با فرزندان‌تان را می‌دانید، در عین‌حال نمی‌توانید به دوست‌تان که همیشه به شما لطف داشته‌اند نه بگویید، در زندگی بر سر اینکه کدام چیزها برای شما مهترین چیزها هستند کشمکش خواهید داشت. شما هر روز تنها چند ساعتی را در اختیار دارید؛ بنابراین بسیار مهم است که زمان‌تان را برای انجام دادن کاری‌هایی که برای شما مهم‌تر است صرف کنید.

راهکار: بررسی کنید که بیشترین  زمان هر روزتان صرف چه کاری می‌شود؛ سپس با دقت ببینید آیا بیشترین زمان را برای کارهایی که واقعاً برا‌ی شما مهم‌ترین هستند اختصاص داده‌اید یا نه؟ اگر اینگونه نبود شروع به ایجاد کردن هدف‌هایی کنید که واقعا هم برای آنها ارزش قائل هستید و هم با ارزش‌های شما قابل همگام‌سازی هستند.

۵. نمی‌توانید حدومرز خاصی را برای سلامتی خود تعیین کنیداگر نمی‌توانید به دوست‌تان که به طور مداوم از شما درخواست پول می‌کند نه بگویید و یا اینکه از داد زدن با صدای بلند بر سر مادرزن‌تان که دخالت بی‌جا در امور ‌زندگی‌ شما می‌کند می‌ترسید، این چنین مرزهای ناسالم می‌تواند زندگی شما را به‌تباهی بکشاند. زمانی که شما به دیگران اجازه می‌دهید تا به زمان و مکان شما تجاوز کنند احتمالا رنجش و ناراحتی شما نسبت به آنها افزایش پیدا خواهد کرد.

راهکار: به دیگران اجازه ندهید تا از شما سوء استفاده کنند. قدرت‌تان را دوباره بازپس بگیرید و بپذیرید که حرف زدن با صدای بلند بر سر دیگران آنها را عصبانی خواهد کرد. در طول زمان شما خواهید دید که رنجاندن و ناراحت کردن دیگران وقتی به حفظ حریم و حدود سلامتی شما ختم شود، به آن بدی که فکر می‌کنید نیست.

منبع : zoomit.ir –

تاثیر تاهل و تجرد بر زوال عقل!

کارشناسان سلامت معتقدند که وضعیت تاهل افراد می‌تواند عامل تاثیرگذار در بروز بیماری زوال عقل یا پیشگیری از آن باشد.
بررسی انجام شده روی تعدادی از سوئدی‌ها نشان داده که تنهایی می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل و کاهش شدید قدرت شناختی را که معمولا افراد مسن به آن دچار می‌شوند، افزایش دهد. همچنین از میان مجردها افرادی که طلاق گرفته‌اند، دو برابر بیشتر در معرض شروع زودهنگام زوال عقل هستند.

نویسندگان این مطالعه اظهار داشتند: نتایج به دست آمده نشان می‌دهد افرادی که تنها زندگی می‌کنند و متاهل نیستند ممکن است در معرض زوال عقل پیش‌رس یا دیررس باشند.

کارشناسان همچنین با بیان اینکه لازم است تحقیقات بیشتری به منظور درک مکانیزم‌های نهفته در ارتباط بین وضعیت تاهل و زوال عقل انجام شود، ‌اظهار داشتند.
نتایج به دست آمده حاکیست نوع روابط اجتماعی باید به عنوان فاکتور خطرزای زوال عقل جدی گرفته شود و تعاملات «اجتماعی‌محور»، فرصتی را جهت کاهش خطر زوال عقل فراهم می‌سازد.

 

? به گزارش مدیکال دیلی، در این بررسی حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در بازه زمانی ۱۰ ساله مورد مطالعه قرار گرفتند که ابتلای ۳۲ هزار نفر از آنان به زوال عقل تشخیص داده شد.
به گفته کارشناسان با در نظر گرفتن فاکتورهایی همچون سن و وضعیت اقتصادی – اجتماعی مشخص شد افرادی که ازدواج نکرده بودند بیشتر در معرض ابتلا به زوال عقل بودند.