جبران خلیل جبران

مدتی پیش زادروز جبران خلیل جبران بود . او که در کتاب پیامبر گفته بود:

«فرزندانتان، فرزندان شما نیستند؛ آنان فرزندان زندگی‌اند که به خویشتن خویش مشتاق‌اند.آنان به‌وسیله‌ی شما به این جهان می‌آیند اما از آن‌ِ شما نیستند.اگرچه با شما زندگی می‌کنند اما از آنِ شما نیستند. شما می‌توانید به آنان عشق بورزید، اما نمی‌توانید بذر اندیشه‌هایتان را در آنان بکارید، زیرا اندیشه‌ی مستقلی دارند. شما می‌توانید برای تن‌شان خانه بسازید، اما روان‌شان در این خانه نخواهد ماند. زیرا آنان به خانه‌ی فردا تعلق دارند؛ فردایی که در خواب نیز نمی‌توانید دید. می‌توانید بکوشید مانند آنان شوید، اما بیهوده است که بکوشید آنان را مانند خود کنید. زیرا زندگی به عقب بازنمی‌گردد و در خانه‌ی دیروز به سر نمی‌برد.»
جبران خلیل جبران در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳ در یک خانواده‌ی مسیحی مارونی که به خلیل جبران شهره بودند در منطقه‌ای کوهستانی به نام «البشری» در شمال لبنان به دنیا آمد.
نام مادر جبران، کامله رحمه بود که جبران از ازدواج این زن با همسر سومش به دنیا آمد؛ پدری بدون هرگونه احساس مسئولیت نسبت به فرزند که خانواده به علت این بی‌مسئولیتی به گرداب فقر و فلاکت افتاد. این نداری موجب شد که جبران در آن دوره نتواند تحصیلات رسمی داشته باشد و تنها آموزش او محدود به دیدارهایی شد که بین جبران و یک کشیش روستایی در جریان بود و نتیجه‌اش برای جبران، یادگیری اصول مذهب و انجیل و زبان‌های عربی و سوری بود. جبران تنها هشت سال داشت که پدرش به دلیل مشکلات عدیده‌ی مالی به زندان افتاد و ورشکست شد به شکلی که حکومت عثمانی همه‌ی اموالشان را توقیف کرد.
مادر جبران پس از این اتفاق تصمیم گرفت که با خانواده به آمریکا مهاجرت کند و این‌چنین شد که در ژوئن سال ۱۸۹۵ و در سن دوازده‌سالگی، جبران به هم‌راه مادر و برادر و دو خواهرش راهی ایالات متحده آمریکا شد. او در محله‌ی فقیرنشین شهر بوستون ساکن شد و با دست‌فروشی و دوره‌گردی روزگار می‌گذراند. او تنها فرزند خانواده بود که توانست به مدرسه برود و سواد بیاموزد.
در سال ۱۸۹۸ جبران با آن‌که آموزش زبان انگلیسی‌اش به نقطه‌ی مطلوبی نرسیده بود به لبنان بازگشت تا زبان و ادبیات عربی و هم‌چنین زبان فرانسه بیاموزد و تا سال ۱۹۰۲ در آن‌جا ماند. در این سال‌ها استعداد جبران در نویسندگی و طراحی آشکار شده بود. روحیه‌ای شاعرانه و شیدایی داشت که ار صلح و عشق سخن می‌گفت و با تعالیم کلیسای کاتولیک هم میانه‌ای نداشت. جبران از دوره نوجوانی شیفته‌ی شعر و نویسندگی و هنر شد. پانزده ساله بود که مدیر مجله «الحقیقه» شد و در شانزده‌سالگی نخستین شعر خود را در روزنامه جبل به چاپ رساند. او به طراحی نیز علاقه‌ی وافری داشت. هفده ساله بود که به طراحی چهره‌ی بزرگانی چون عطار و ابن سینا و ابن خلدون پرداخت. جبران در آخرین سال‌های اقامتش در لبنان با هم‌کاری یوسف‌الحویک که از دوستان جبران بود مجله‌ای به نام المناره منتشر کرد که در این نشریه نخستین نوشته‌های جبران به زبان عربی منتشر می‌شد.
اشعار جبران خلیل جبران از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان شد و آوازه‌ی جبران جهان را در نوردید. کتاب «پیامبر» پس از انتشار آن در سال ۱۹۲۳ هر ساله تجدید چاپ می‌شود و تا کنون به ۵۰ زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است.

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 2 =